Yaa Ser
قراره یه میدون به اسم من بزنن، با تشکر از همه عزیزانی که تو این مدت ما رو دور زدن !
Yaa Ser
یکی از دوستام استاد دانشگاست؛تعریف میکرد:----------------------------------------------------یه روز تو دانشگاه سر یکی از کلاسهامیه دختری بود که همش به این و اون گیر میداد!چندین بار تهدیدش کردم که از این درس میندازمش ولیانقدر پررو بود که از رو نمیرفت!بیشتر بچه های کلاس هم از تیکه هاش شاکی بودن...تا اینکه یه روز،تولدم بود تا وارد کلاسشدم این خانوم با خنده داد زد :استاد تولد 100 سالگیتونه! اجازه هست دست بزنیم؟!منم که کلی حرصم دراومده بود گفتم:الان سرِ کلاس جلوی بچه ها درست نیست بعدا میدم قشنگ دست بزنی!دختره کلی سرخ و بنفش شد و از کلاس رفت بیرون ودرسشم با من حذف کرد ..!
Yaa Ser
پسره مرتب به ساعتش نگاه ميکنه تا اينکه دختره بهش ميگه : شما منتظر کسی هستيد؟ پسره ميگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه ميکنم ، آخه تازه خريدمش ، جديدترين مدله! دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چيه؟ پسر : آره خب مدرنه ، يکی از امکاناتش اينه که از طريق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار ميکنه ، يه جور تله پاتی ! دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی ميگه؟ ... پسر : داره ميگه شما چرا لباس زير ندارين؟ دختر: بله !!؟؟ من که لباس زير دارم !! پسر : اوه ! ساعت لعنتی !! فکر کنم يک ساعت جلو رفته !