Mehrad
سلام-الان جوری سرما خوردم که نمیتونم حرف بزنم ولی باید دنبالرو به جا اورد
Mehrad
هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم
Mehrad
هیچی نمیشه سرماخوردگی و لب پنجره و هوای بارونی و یه استکون چایی
Mehrad
ببخشید اگه کامتونو تلخ کردم........خدانگهدار
Mehrad
امشب ؛ هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم … امروز چه کرده ایم که فردا لایق زنده ماندن باشیم …
Mehrad
من تو سنم قد سنم بد اوردم ---- هزارتارو باختم یکی بردم
Mehrad
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت “تنهایی” م را حس نکرد در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد . . .
Mehrad
قضیمون یه جورایی romance بود خیره سرش-----ولی تنها چیزی که تو بن بست موند دله منه
Mehrad
این روزها که می گذرد یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ……باید باور کنم تنهایم .
Mehrad
میدونم میتونی قلبمو آتیش بزنی اما نزن...میدونم میتونی بری و منو تنهام بزاری اما نزار...میدونم میتونی بری و باکس دیگهای دوست شی اما نشو...میدونم میتونی جواب منو ندی اما بده...میدونم میتونی نابودم کنی اما نکن...میدونم میتونی واسم آف نزاری ولی بزار ای مهربون من دوستت دارم
Mehrad
تو تو زنگیم گهنایی گناهیی که برکت داره