اشکانم
بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته .......
اشکانم
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻣﺖ ! ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ! ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺷﻮﺧﯽ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﺶ ﺑﻮﺩ . .
اشکانم
#ﺷــﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾـﯽ #ﺩﻟﺘﻨــﮓ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﯽ..
اشکانم
من زاده ی تنهاییم … خدا تو را برای “او” نگه دارد
اشکانم
فقط ، وقتي ميفهمي چقدر"#تنهايـــــــــي" كه دلت گرفته باشه ... وقتي پشت پنجره ی بخار گرفته ي اتاق ، بين اون همه آدم جور وا جور، دنبال یه نفر ميگردى ، دلت فقط يه نفرو ميخواد... اونجاست كه ميفهمي همه ى دنيا رو هم كه داشته باشي بازم دلت پيشِ دنياىِ خودته
اشکانم
خیلی بده که ندونسته بقیه رو ناراحت کنی...مخصوصا دوست صمیمیتو
اشکانم
هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟ . . . نترس ؛ رفت …... دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !
اشکانم
مرسی که هستی… و هستی را رنگ میآمیزی هیچ چیز از تو نمیخواهم.. فقط باش فقط بخند فقط راه برو... نه! راه نرو… میترسم پلک بزنم دیگر نباشی..
اشکانم
درد یعنی کسی ک دوسش داری بشینه بغلت و از کسی ک دوسش داره واست تعریف کنه
اشکانم
باید از یک جا “شروع” کنم… به “تمام” کردنت… اول از همه پایت را از شعر هایم قطع میکنم بعد، دستت را از سرم بر می دارم بعد از آن هم، چشم از تو می پوشم بعد هم بعد ...هم با خیالت چه کنم؟ لعنتی!؟