SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
دکتر علی شریعتی : « کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید . و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت! … چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه : زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم. وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند ممکن است در خودش بوجود آید.
SaMyaR
از پذیرفتن خانمهای بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همهجا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیهی مردم.
SaMyaR
چه سخته در جمع بودن ولى در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولى در خود به ارامی شکستن
SaMyaR
دختر:من امروز عمل باز قلب دارم... پسر:می دونم... دختر:دوستت دارم..!! پسر:من عاشقتم عزیزم.. .... دختر به هوش میاد... دختر:اون کجاست؟؟ پدر:تو نمی دونی کی قلبشو به تو هدیه کرده؟؟ دختر:اوووون(شروع کرد به گریه)..... پدر:شوخی کردم رفته دستشویی الان بر می گرده....!!!!!!!!!
SaMyaR
به دنبال کسی هستم که با درد آشنا باشد
دلش غمگین، خودش ساده، کمی از جنس ما باشد
SaMyaR
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
SaMyaR
در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ، همیشه دلتنگ توام ...