SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
به دلیل درخواست دوستان,بعد از نقد اتل متل حالا نقد این شعر:
*_عمو زنجیر باف؟(عموی واقعیمه)
_بععععله
*زنجیر منو بافتی؟(عمو آلزایمر داره باید هی ازش پرسید,یکم شیرین میزنه)
_بععععله
*پشت کوه انداختی؟(عمو سادیسم هم داره یهو جو میگیره از اینکارا میکنه)
_بععععله(زهر مار و کوفت بعععله,خب مگه مرض داری؟چن بار بگم از این شوخیا با من نکن?)
*بابا اومده؟
_بععععله(اه عموباتو نبودم که خودتو میندازی وسط,از مامانم پرسیدم)
_با صدای چی؟(بابام عادت داره میاد جلف بازی در میاره با صدا میاد تو خونه)
*نخود و کیشمیش(این یعنی بابام مشهد بوده,خب خوشحاله دیگ با صدای نخود کیشمیش میاد)
_بخور و بیا(واسه سادیسم عموم آورده شاید فرجی شه)
سوغاتی واسه منم که مطابق معمول کمربند آورده کتکم بزنه قهر کنم خواننده شم.
شعربعدی....نبود؟
SaMyaR
ﺑﻌﻀﯽ ﺟﻤﻼﺕ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﺜﻠﻪ : ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺨﺮﻡ ﺑﺮﺍﺕ D: ﯾﻌﻨﯽ ﺷﺨﺼﺎ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ D:
SaMyaR
کار از فرهنگ سازی گذشته
باس منقرض شیم یه گونه جدید بیاد ...
SaMyaR
هـے آבم ها ....
باפּر ڪنیــــב مے פֿــواهــــم از شمــــا בפּرتــ ـریـלּ بمانــم ...
نــــزدیڪ ڪــــﮧ مے شــפּیـב ؛
ســــردے ِ عاطفـــــﮧ هایتـــاלּ
פּجـــــوבم را مے لرزانـב ....
محـــــض رضـ ــاـے פֿـــ....
SaMyaR
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
SaMyaR
محل توقف انواع تاکسی بعدازتکان دادن دست: سمند 15متر جلوتر 405 10متر جلوتر پراید 5متر جلوتر پیکان جلو پات تازه رانندش دولا میشه درو هم وامیکنه!
SaMyaR
مطربي پيرم به ظاهر شوخ و شاد/شادم از اين كه نبردينم ز ياد.