mohammad
توسط موبایل
"هوایت" دستان سنگینی داشت... وقتی به سرم زد فهمیدم....
mohammad
برف، شاخه ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتمن می شکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس میشد. بدیش این بود که آدمها فقط یکبار می مردند. و همین یکبار چه فاجعه ی دردناکی بود! "سمفونی مردگان-عباس معروفی"
mohammad
من از اين دلگيرم که در يک شب سرد باراني،بر دري بکوبم که جنس آن از چوب آب خورده باشد و نتواند حتي صداي تق تق دستم را به گوش خفته ي صاحب خانه برساند...
mohammad
بی "تـــــــو"
حتی بـــــاران هم
بوے
تشنگـــے
میـــدهــــد...
mohammad
به مادرم گفتم مرا با چيزى عوض كن!
چيزى ارزشمند!
چيزى گران!
سوزنى شكسته،تا با آن خار پايت را در آورى!
"حسين پناهى"
mohammad
وصیت نامه گاندی:
פם אג ףמצשא מנבעח ףפעילמ ה כיגו ןואקילנ ןטשגד גדלךמצ שקלךצ שע גלץת של ךל פטא חלעא דגעל
من كه خيلي تحت تاثير قرار گرفتم مخصوصا" اونجا كه ميگه:
צתלח ךחעכ לחמתן וארעבדכ םוילטאכנ זשסאשע לל
mohammad
ملتى كه كتاب نمی خواند
بايد تمام تاريخ را تجربه كند...
mohammad
آيينه ها دچار فراموشى اند
و نام تو ورد كوچه خاموشى
امشب تكليف پنجره
بى چشم هاى باز تو
روشن نيست!
"زنده ياد قيصر امين پور"
mohammad
قطار مى رود...
تو مى روى...
تمام ایستگاه مى رود...
و من چقدر ساده ام كه سال هاى سال،
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان به نرده هاى ایستگاه رفته
تكيه داده ام...
"زنده ياد قيصر امين پور"
mohammad
علت بی خوابیم را چگونه بگویم وقتی یاد تو...
از سقف اتاقم چکه می کند؟!
فرياد بی صدا
به معنى واقعى كلمه تَه كشيده ام...نه جمله اى به ذهنم مى آيد...نه منظره اى چشمانم را نوازش...حس بدى است در خود رسوب كردن و از تنهايى به اعماق سقوط كردن...حال اين لحظه من...شايد كمانچه آرامم كند...شايد
mohammad
فقط غروب جمعه نيست که دلگير است...
کافيست دلت گير باشد...
mohammad
رو به تو سجده مى كنم
درى به كعبه باز نيست
بس كه طواف كردمت
مرا به حج نياز نيست...
عذاب مى كشم ولى
عذاب من گناه نيست
وقتى شكنجه گر تويى
شكنجه اشتباه نيست
mohammad
هيچ گرگى وقتى به دنيا مى آيد قرار نيست آدم شود،ولى آدم ها ممكن است بعد از مدتى گرگ شوند.
mohammad
بغض هايم را به آسمان سپرده ام...خدا به خير كند باران امشب را...
mohammad
كوك ميكنم چشمانم را روى آمدنت...نمى آيي و من برای هميشه خواب مى مانم...