پاییز را فراموش مکن آن زمان که جوانه عشق در من روییدن گرفت و من سرشار از عشق تو را می جستم … آن زمان که چتر پناهگاهمان بود در زیر اشکهای آسمان … دستانم نبض دستانت را میگرفت تا همراهت باشند … درختان پچ پچ کنان ندای عشق سر میدادند و برگها چه عاشقانه زمین را بوسه میزدند …
@آیدا ... یه آرزوهایی هست که فقط مال توئه: که تموم شدنی نیستن و بیشمارن ... آرزو میکنم عاشق باشی، عاشق کَسی یا چیزی که باهاش به اوج برسی. آرزو می کنم فراموش کنی چیزایی که باید. یه آرامش دائمی آرزو می کنم . آرزو می کنم هر صبح با نغمه های قشنگ هستی بیدار بشی و با شوق زندگی از جا بلند شی و تو دلت به خدا بگی: خدایا سپاس که یه روز دیگه ی آفتابی رو کنار کسانی که دوستشون دارم را از من دریغ نکردی . برای خودم هم آرزو می کنم همیشه باشی و من با بودنت مشق دوست داشتن و عاشقی کنم.
در ديده ي من چون نگري نام خودت خواني و بس
بر منظر پنجره خداي عشق بيني و بس
سوگند به آن بهار و آن قاصدك صبح اميد
گر دست بري به آسمان عشق دعا چيني و بس
... گمنام
@آیدا ... مدتهاست عادت کرده ام وقتی از کسی می رنجم به کسانی که دوستشان دارم فکر کنم. و این امیدیست برای فرداهای من. و اگر دیروز کمی ناامید بودم ، امروز به امیدهایم لبخند می زنم... فردا را هم خدا بزرگ است! فردا برای گفتن دوستت دارم ها و تجربه دوست داشتنها، و شاد بودنهای بی دلیل خیلی دیر است . پس همین حالا اعتراف می کنم که " دوستت دارم "
20
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط موبایل