دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آیدا

آینــــده ای \" خواهـــم ساخت که , \" گذشتــــه ام \" جلویــــش زانـُــــــو بزنــــد درباره »
آیدا
زن
امتیاز: 2168

دنبال‌شدگان

(273 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(316 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

آیدا
7.jpg آیدا

شرابــــ هـــم ... بــه مستــی ام حسـادتــــ مـی كنـــد ... آنگــاه كــه خمــار یكــــ لحظـه ... دیــدن تــو مــی شــوم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
images33.jpg آیدا

آن روز که همدیگر را یافتیم ; یافتنمان هنر نبود ! هنر این است ; همدیگر را گم نکنیم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آیدا
images.jpg آیدا

گاه می اندیشم... چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران وخدایی که زلال تر از باران است

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
998665_559692760761299_1472648303_n.jpg آیدا

پنجره را که باز می کنی دلم می آید و لبِ طاقچه ی نگاهت می نشیند! می بینی؟! دلم بی دام و دانه جَلدِ نگاهت شده است..!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آیدا
girl with boy (1).png آیدا

زوار چشمانت را هــر روز اشتیاقی دوبآره اسـ ـت .. روی از من برمگردان ، دلـ ـم ، طـ ـواف می خواهـ ـد قبله گاه من !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
images6.jpg آیدا

نـيامـدي... نــگاهم دسـت خــالــي بـرگــشت ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آیدا
آیدا

مــــے گــفـتــنــد بـاراטּ کــــﮧ مــــے بـارد بـوے خـاکـــــ بـلـنـد مــے شـود... امـا ایـنـجـا بـاراטּ کــــﮧ مــے زنـد فـقـط بـوے خـاطـره هـا مــےآیـد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
آیدا

اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده ... نبـــــــــــــــــــــــــــــــوس نمک گیر می شوی ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
آیدا

دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک و فرستادمشان به آسمان … دارد باران می بارد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
y3314_put14.jpg آیدا

تڪیـﮧ گـآهَم بآش ! میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבمِ حَسـوבِ شَهـر رـآ تـو هـَم حـِس کنـی .. ایـن مَرבم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم می آینـב ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
index.jpg آیدا

دیشب با خدا دعوایم شد ...... با هم قهر کردیم ..... فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد ...... رفتم گوشه ای نشستم .... چند قطره اشک ریختم..... و خوابم برد ..... صبح که بیدار شدم .... مادرم گفت ... نمیدانی از دیشب تا صبح چه " بارانی " می آمد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آیدا
آیدا

ﺗﺠــــﺴﻢ ﮐﻦ … ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ ،ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﯼ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﯼ ﻫﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺴﺖ ! ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ .....ﻣﮕﺮ ﻧﻪ؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آیدا
آیدا

جمع میشود تمام لحظه های تنهاییم در واژه ها و حرفها چگونه بنویسم که تورا غبار اندوهی نشیند و قطره ی اشکی بر گونه ات نچکد

این ارسال را بازنشر کرده است.