mohamad
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی… خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند…. دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم
mohamad
بعضی وقت ها سكوت میكنی؛ چون انقدر رنجیده ای كه نمی خواهی حرفی بزنی! بعضی وقت ها سكوت میكنی؛ چون واقعا حرفی برای گفتن نداری! گاه سكوت میكنی؛ گاه سكوت یك اعتراض است، گاهی هم انتظار، اما بیشتر وقتها سكوت... برای این است كه هیچ كلمه ای نمی تواند غمی را كه تو در وجودت داری توصیف كند!"
mohamad
مـــــــــن زخمــــــــهای بـــــے نظیری به تـــــن دارم اما تـــــــــــو مهــــربان تــــرینشان بودی عمیــــــــق تــــرینشان عــــزیــــــــــز تـــرینشان بعــد از تـــــــ ـــو آدم ها تنها خــــــــراش های کوچکـــــے بودند بــر پوستـــــم که هیچ کـــــــدامشان به پای تـــــ ــــــو نـــــــــرسیــدند به قلبــــــــــم نـــــــرسیدند..
mohamad
زندگی خوردن و خوابیدن نیست انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست. زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف. یادمان باشد اگر گل چیدیم ......عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند. (دکتر علی شریعتی)
mohamad
مرد نیستم اگر مردانه پای عشـــــــــــــــقم نایستم! من از قبیله ی فرهاد ها آمده ام... آنقدر عشــــــــــقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند! فرقی نمی کند فرشـــــــــــــــــته باشی یا آدم شیرین باشی یا زلیخا قالیچه ی دل من بدون اسم رمـــــــــز ِ نام ِ "تو" پـــــــرواز نمی کند... مردانه پای این عشــــــــــــق می ایستم... تا که عشقمان در تاریخ ثبت شود
mohamad
مرد نیستم اگر مردانه پای عشـــــــــــــــقم نایستم! من از قبیله ی فرهاد ها آمده ام... آنقدر عشــــــــــقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند! فرقی نمی کند فرشـــــــــــــــــته باشی یا آدم شیرین باشی یا زلیخا قالیچه ی دل من بدون اسم رمـــــــــز ِ نام ِ "تو" پـــــــرواز نمی کند... مردانه پای این عشــــــــــــق می ایستم... تا که عشقمان در تاریخ ثبت شود
mohamad
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ! این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!!!
mohamad
ساقیـــــا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست ساقیــــا امشب مخـــــالـــــف مـــی نــــــــوازد تار تو یا که من مست و خــرابم یا که تارت تار نیست
mohamad
مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . .
mohamad
گــلــــــــوے آدم را باید گاهــــــــــے بتـراشنـد ... تا براے دلـتنگـــــــــے هاےِ تـازه جـا باز شــود دلتـنگـے هایــے ڪه جـــــــــایشان نـه در دل ڪه در گــلــــــــوےِ آدم استــــ دلتنگـے هــــــــــایــے ڪه مے تواننــد آدم را خفـه کـننــد . . .! !
mohamad
گاهی برای یافتن خود ، خدا را گم می کنیم و گاهی برای یافتن دیگری ، خود را ...