دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

نازنین تر ز تو کس نیست که یادش بکنم ، سر و دل عاشق یک ناز نگاهش بکنم ، زمین هست و زمان هست ، بگویم ای دوست تو عزیزی و عزیزان بفدایش بکنم .

!L@
!L@
در Coma

در آغاز محبت گر پشیمانی بگو با من که من هم دل ز مهرت برکنم تا فرصتی دارم .

!L@
!L@
در Coma

من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم ، اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست ، وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم .

!L@
!L@
در Coma

خداوندا ! تقدیرم را زیبا بنویس ، کمک کن آنچه تو زود خواهی من دیر نخواهم و آنچه تو دیر خواهی من زود نخواهم .

!L@
!L@
در Coma

سر فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست ، دانم این نا قابلیها قابل اظهار نیست .

!L@
!L@
در Coma

میدونی چرا رنگ غروب سرخه ؟ چون که خورشید وقتی میبینه من و تو با هم دوستیم آتیش میگیره !

!L@
!L@
در Coma

گفتی که بر میگردی وقتی که گل در اومد ، صبر دلم سر اومد از تو خبر نیومد .

!L@
!L@
در Coma

وقتی معلمم پرسید عشق چند بخشه ؟ دستم را بلند کردم و گفتم یک بخشه ، اما وقتی تو رو شناختم فهمیدم سه بخشه ، عطش دیدن تو ، شوق با تو بودن ، اندوه جدایی از تو .

!L@
!L@
در Coma

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم ، امروز هم گذشت ، با مرور خاطرات دیروز ، با غم نبودنت و سکوتی سنگین ، و من شتابان در پی زمان بی هدف ، فقط میروم ، میروم ، یاس ها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما ، گرمی مهر تو را میخواهند ، غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند ، میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی ، صدای قدمهایت را میشنوم اما تو نیستی ، فقط صدای مبهم ، قول داده بودی برایم سیب بیاوری ، سیب سرخ خورشید ، سیب سرخ امید ، یادت هست ؟ ، و رفتی و خورشید را هم بردی ، و من در این کوچه های تنگ و تاریک ، سرگردانم و منتظر ، برگی از زندگی ام را ورق میزنم ، امروز به پایان دفترم نزدیکم .

!L@
!L@
در Coma

آموخته ام : مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ، همه ی ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .

!L@
!L@
در Coma

سهراب گفتی : چشمها را باید شست ، شستم ولی ، گفتی جور دیگر باید دید ، دیدم ولی ، گفتی زیر باران باید رفت ، رفتم ولی ، او نه چشمهای خیس و شسته ام را ، نه نگاه دیگرم را ، هیچ کدام را ندید ، فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه ی باران ندیده .

!L@
!L@
در Coma

زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز .

!L@
!L@
در Coma

دیگه هیچ کس عاشق نمیمونه ، درد عشقو نمیدونه ، دلتو پیش کسی جا نزار تا دنیا برات بشه موندگار ، الان عاشق واقعی اسیره ، حتما عشقش حالشو میگیره

!L@
!L@
در Coma

عشق یعنی سستی و دیوانگی ، عشق یعنی با جهان بیگانگی ، عشق یعنی سر به دار آویختن ، عشق یعنی اشک حسرت ریختن ، عشق یعنی سوختن و ساختن ، عشق یعنی زندگی را باختن ، عشق یعنی دیده بر در دوختن ، عشق یعنی در فراقش سوختن ، عشق یعنی شعله بر خرمن زدن ، عشق یعنی رسم دل بر هم زدن ، عشق یعنی انتظار و انتظار ، عشق یعنی هر چه بینی عکس یار ، عشق یعنی ناله ای از عمق دل ، عشق یعنی دلبری خوش آب و گل ، عشق یعنی قاصدک همراه باد ، رقص شیرینی که پایانش مباد ، عشق یعنی عدیه ای از سوی خدا .

!L@
!L@
در Coma

دیگه هیچ کس عاشق نمیمونه ، درد عشقو نمیدونه ، دلتو پیش کسی جا نزار تا دنیا برات بشه موندگار ، الان عاشق واقعی اسیره ، حتما عشقش حالشو میگیره .