!L@
دو عاشق را بهم بهتر بود روز / دو هیزم را بهم خوشتر بود سوز .
!L@
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم ، همین سه قطره چکید : با ، من ، بمان .
!L@
منطق عشق آن است که هرچه کمتر داری ، بیشتر می توانی ایثار کنی .
!L@
در عمق نگاه شور انگیزت لطافتی پیداست که گلبرگ در حسرت آن است .
!L@
سپیده سر زد و مرغ سحر خواند / سپهر تیره ، دامان زر افشاند / شبی گفتی به آغوش تو آیم / چه شبها رفت و آغوشم تهی ماند .
!L@
فرهادم و سوز عشق شیرین دارم / امید لقاء یار دیرین دارم / طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم / یادش همه شب در دل غمگین دارم .
!L@
آنقدر آرزوهایم را به قبر بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست !
!L@
وقتی قلبت کوه آتشفشان است ، چگونه انتظار داری در دستانت گل بروید ؟
!L@
انسان به سه بوسه نکمیل میشود ، بوسه ی مادر که با آن پا به عرصه ی خاکی میگذاری ، بوسه ی عشق که یک عمر با آن زندگی میکنی ، بوسه ی خاک که با آن پا به عرصه ی ابدیت میگذاری .
!L@
تمام شد نوبت عمر و به سر نرفت / خیال یار به سوی خم دگر نرفت / عجب حکایتی کند این شمع های میخانه / چه باده ها به بهای زلف زر نرفت .
!L@
من دل به کسی جز نو به آسان ندهم / چیزی که گران خریدم ارزان ندهم / صد جان بدهم در آرزوی دل خویش / وان دل که تو را خواست به صد جان ندهم .
!L@
به اندازه ی دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !
!L@
شبها ز غم دوری تو خواب ندارم / رحمی به دلم کن که دگر تاب ندارد / از بس که ز غم دوری تو گریه نمودم / چشمم به زبان آمد و گفت اشک ندارم .
!L@
میدونی که بی تو میمیرم / تو زندون دلت اسیرم / دیگه نگیر برام بهونه / دوست دارم عاشقونه .