!L@
به یاد آشنایان آشنا باش / به پیوندی که بستیم با وفا باش / همیشه یاد تو در خاطرم هست / تو هم هرجا که هستی یاد ما باش .
!L@
به درد هم اگر خوریم قشنگ است / به شانه ، بار هم اگر بردیم قشنگ است / در این دنیا که پایانش به مرگ است / برای هم اگر مردیم قشنگ است .
!L@
از استخوانم برایت قلمی می سازم و از خونم مرکب تا بنویسم دوستت دارم .
!L@
ساقه شکستن قانون طوفان است ، تو نسیم باش و نوازش کن
!L@
یک نفر هست که از پنجره ها / نرم و آهسته مرا می خواند / گرمی لهجه ی بارانی او / تا ابد توی دلم می ماند .
!L@
برای کشتن یک پرنده یک قیچی کا[!]ت ، لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی ، پرهایش را بزن ، خاطره ی پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .
!L@
معنای واقعی زندگی در کاشتن درختی است که انتظار نشستن زیر آن را نداشته باشی . (هندرسن)
!L@
دو پاره ابر آرام و خوش آهنگ به سراغ هم آمدند ، ناگهان برقی زد و قهقهه دیداری و دو نیمه سیب سقراطی یک سیب شد و باریدن گرفت و نخستین بهار آغاز شد .
!L@
اگر ای عشق پایان تو دور است / دلم غرق تمنای عبور است / برای قد کشیدن در هوایت / دلم مثل صنوبرها صبور است .
!L@
بی جهت نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی بانمکی دو چشم زیبا داری .
!L@
دوستم بدار ، نه برای سرگرمیت ، دوستم بدار ، نه برای اشک ریختنت در خزان زندگیم ، دوستم بدار ، ولی هرگز نگو دوستت دارم ، دوستم بدار ، همانگونه که دوستت دارم .
!L@
کس به امید وفا ترک دل و دین مکند / که چنانم من از این کرده پشیمان که نپرس .
!L@
چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم ، بیا هی دوست با من باش که من تنهاترین تنهای شهرم .
!L@
چه می شد دستانم به دستانت گره می شد / چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد / چه می شد اشک هایم با لبخندت یکی می شد / چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد / چه می شد گل هایی را که هدیه دادم / در قلب تو سبد سبد عشق می شد .
!L@
اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم / خدا داند که با چشمت هزاران قبله می سازم .