!L@
به خاموشی ما منگر که ما خود معدن رازیم ، فلک بشکسته بال ما وگرنه اهل پروازیم .
!L@
به دریا شکوه بردم از شب دشت ، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت ، به هر موجی که می گفتم غم خویش ، سری میزد به سنگ و باز می گشت .
!L@
می گویند یک دقیقه طول میکشد تا شخصه خاصی رو بیابی ، یک ساعت طول میکشد تا او را ستایش کنی ، یک روز طول میکشد تا دوستش بداری ، اما یک عمر طول میکشد تا فراموشش کنی !
!L@
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا ، به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ، بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت ، کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را . (حافظ)
!L@
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم ،گرچه میدانم که عمری در غریبی زیستم ، مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام ، تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم ، در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق ، لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم ، دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود ، گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم ، ای فریماه شب تار یاریم کن ، تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم .
!L@
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره .
!L@
روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمی شد ، من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ، عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهایی خود .
!L@
زندگی غمکده ای بیش نبود ، بهر ما جز غم و تشویش نبود ، به کدام خاطره اش خوش باشم ، که کدام خاطره اش نیش نبود .
!L@
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ می گوید ، حقیقت را کسی می گوید که برای تو زندگی می کند !
!L@
ما همیشه صداهای بلند را می شنویم ، پر رنگ ها را می بینیم ، سخت ها را می خواهیم ، غافل از اینکه خوب ها آسان می آیند ، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند .
!L@
عدو با جان حافظ آن نکردی ، که با ما چشم آن ابروکمان کرد . (حافظ)
!L@
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود ، هرگز از یاد من آن سرور خرامان نرود ، هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان ، دل به خوبان ندهد وزپی اینان نرود . (حافظ)
!L@
رواق منظر چشم من آشیانه توست ، کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست ، به لطف خال و خط ربودی از عارفان دل ، لطیفه های عجب زیر دام و دانه توست . (حافظ)
!L@
الا یا ایها الساقی ادر کعسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ، همه کارم زخودکامی به بدنامی کشید آخر ، متی ما تلق من تهوی دع دنیا و اهملها . (حافظ)