!L@
سلام ای عصاره ی خلقت که از فراز نیزه به زمین تشنه ی محبت چکیدی و تاریخ را سیراب عشق کردی .
!L@
گر تو گرفتارم کنی ، من با گرفتاری خوشم / داروی دردم گر تویی ، در اوج بیماری خوشم .
!L@
زمانی کوه بودم ! حالا دیگر آدم شده ام ، می رسیم به هم ؟
!L@
دل داده ام بر باد ، هرچه بادا باد / مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد / ای عشق از آتش نسب داری / تنها تو میمانی ، ما میرویم از یاد .
!L@
در دیده ی تو رمز نهانی پیداست / در جام نگاه تو جهانی پیداست / کس ره نبرد درون آن قلعه ی راز / کز بام و برش تیر و کمانی پیداست .
!L@
تا کی به تمنای وصال تو یگانه / نذری بپزم ، پخش کنم ، خانه به خانه ؟
!L@
خورشیدی و گرمای محبت در دست / با آمدن تو ماه چشمش را بست / با سرعت نور سمت تو می آیم / وقتی که چراغ چشمهایت سبز است .
!L@
کویر قلبم خشک شده ، محبتت را ارزانی دلم کن ، سیراب نمی شود اما شاید لبی تر کند .
!L@
ببخشید بد موقع مزاحم شدم ! میخواستم قربونت برم ، از کدوم طرف برم ؟
!L@
روزگارم گله مندی شده است / من بگیرم تو بخندی شده است / از دلم یاد نکردی شاید / عشق هم سهمیه بندی شده است .
!L@
یادمان باشد تا هستیم به یاد هم باشیم ، موقع رفتن فریاد صدایی ندارد .
!L@
اگر ای دوست تحمل بنمایی ، همچو خاری که شود همدم گل ، با تو تا مرز شکفتن ، با تو تا سبز شدن ، آن طرف تر حتی ، با تو تا زرد شدن می مانم .
!L@
خلوت نشین غم شدم ، غمخوار نا پیدای من / آغوش گرمت جای من ، آری تویی دنیای من .
!L@
تو رفته ای و من افتاده ام ! تو از دست ، من از پا .
!L@
با تو بون قصه ی شیرینی است به وسعت تلخی و تنهایی و داشتن تو فانوسیست به روشنایی هرچه تاریکی .