ali
پاییز بود!
خش خش برگا که یه زمانی آویزون
مثل گوشواره کناره گردنتو اون بدن نامیزون
چه حالی بود!
آسمونم مثل کیفو کفشو لاکت آبی بود!
گفتی میرم غصه نخور زود میام، کامینگ سون.
هه!
ali
وقتی دخترا سوسک میبینن: اولی :سوووووسک فرارo_O دومی :سوووووسک فرارo_O سومی :سووووووسک فرارo_O وقتی پسرا سوسک میبینن: اولی :بچه ها نگاه کنید خاله سوسکه اومده دومی :علی برو دمپایی بیار سومی :نکشش بزار ی عکس ازش بگیرم
ali
ﻗﺎﺿﯽ : ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻬﻢ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻥ ﺗﻮﻧﻮ ﺑﺎ ﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﺪ یکی از ﺣﻀﺎﺭ : ﻧﺎﻣﺮﺩ ﮐﺼﺎﻓﻂ !!! - ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻬﻢ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﺪ دوباره همون یارو : ﻧﺎﻣﺮﺩﺩﺩﺩ… ﮐﺼﺎﻓﻄﻄﻂ !!! ﻗﺎﺿﯽ : ﺷﻤﺎ کی ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﯼ؟ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﻣﻦ ﻫﻤﺴﺎﯾﺸﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﺮﺩ 2 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯﺵ ﭼﮑﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻣﯿ ﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ali
نـــه اینـــکــه نَــخوامــاااااولی واقعا در توانَــم نیست بعضیارو آدَم حـــســاب کنــم..!
ali
به یارو می گویند داداشت چیکارست؟ روش نمیشه بگه آخونده ,میگه کمربند مشکی قرآن داره ولی دیوونست می بنده به سرش
ali
سلام به همه من برگشتم باز
ali
زندگی کاروانیست زودگذر , خرابه ای ناپایدار , تابلویی زیبا و فریبنده , میسوزد و میسوزاند و هیچ چیز در آن رنگ حقیقت نمیگیرد جز معرفت
ali
حالم بده ، مغزم کار نمیکنه ، دکتر میگه فقط دو راه دارم : ICU یا I See You ...
ali
یکی از دوستامون تعریف میکرد : تو جاده تصادف شده بود... همه جمع شده بودن منم واسه اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم:برید کنار من پدرشم!! وقتی رسیدم دیدم اونی که تو خیابان افتاده الاغه!!!!
ali
فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود روی نیمکتی چوبی ، روبروی یک آبنمای سنگی! پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. – چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید؛ شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت...
ali
به جایی نمیرسی با این قدمای کوچیک .....