A-F Persian
میــدانی؟؟ میدانــم فشار پایــت از فشــار عشــق استــ نه از فشــار شهــوت... مگـــه نه؟؟؟
A-F Persian
نوشتمت عزیز دل دل نگرونتم هنوز خبر ندارم عاشقی اما دیوونه تم هنوز نوشتمت یادت نره اون لحظه جدایی مون کی دستاشو حلقه میکرد میگفت نرو پیشم بمون از اون روزای عاشقی فقط همین مونده برام یک کلام ختم کلام دوستت دارم نامه تمام دوستت دارم حتی اگه دنیامو زندونی کنی من خود مجنونم اگه بخوای پشیمونم کنی از اون روزای عاشقی فقط همین مونده برام یک کلام ختم کلام دوستت دارم نامه تمام
A-F Persian
گاه گاهی دل من می گیرد، بیشتر وقت غروب؛ آن زمانی که خدا، نیز پر از تنهایی ست؛ و اذان در پیش است، من وضو خواهم ساخت؛ از خدا خواهم خواست، که تو تنها نشوی؛ و دلت، پر زِ خوشی های دمادم باشد .
A-F Persian
موجود بی آزاری هستم کار می کنم قصه می خوانم شعر می نویسم و گاهی دلم که برایت تنگ می شود تمام خیابانها را با یادت پیاده می روم!
A-F Persian
با صدای بیصدا، مث یه کوه، بلند، مث یه خواب، کوتاه، یه مرد بود، یه مرد! با دستای فقیر، با چشمای محروم، با پاهای خسته، یه مرد بود، یه مرد! شب، با تابوت سیاه نشس توی چشماش، خاموش شد ستاره، افتاد روی خاک. سایهش هم نمیموند هرگز پشت سرش، غمگین بود و خسته، تنهای تنها! با لبهای تشنه به عکس یه چشمه نرسید تا ببینه قطره... قطره... قطرهی آب... قطرهی آب! در شب بیتپش، این طرف، اون طرف میافتاد تا بشنفه صدا... صدا... صدای پا... صدای پا!
A-F Persian
باشد ... می روم وقتت را نمی گیرم اشتیاق شنیدن صدایت را در گره بغض گم می کنم ... نگران نباش کسی نمی فهمد آخرمن آموخته ام آموخته ام حس بکشم بی آنکه آب از آب تکان بخورد یا حتی تو اشکهای ریخته بر گونه ام را ببینی! سرم را تند تکان می دهم بعد ، به صدای بلند می گویم عجب سرمای بدی خورده ام بلند می شوم ... و می روم ... می روم تا چای بریزم برای بغض شکسته ام و هیچ کس ... هیچ کس دل نگران آمدنم نمی شود چرا که برای آدمها چای ریختن برای بغض بی معنی است
A-F Persian
دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم.... کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سره شما ایستاده،دخترک برگشت و دید کسی نیست. کوروش گفت:اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی
A-F Persian
بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف کنی اگه به مرور باشه زجرت میدن مثل کندن چسب زخم ( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅) از رو پوست که یهو میکنیش و خلاص میشى !!!
A-F Persian
عشق یعنی مهر بیچون و چرا عشق یعنی کوشش بیادعا عشق یعنی عاشق بیزحمتی عشق یعنی بوسه بیشهوتی عشق یعنی دشت گل کاری شده در کویری چشمهای جاری شده یک شقایق در میان دشت خار باور امکان با یک گل بهار عشق یعنی ترش را شیرین کنی عشق یعنی نیش را نوشین کنی عشق یعنی این که انگوری کنی عشق یعنی این که زنبوری کنی عشق یعنی مهربانی در عمل خلق کیفیت به کندوی عسل عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی یک نگاه آشنا
A-F Persian
تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهت لبریـــــــز غـــــزلهـای عجیب است نگاهت مــــوهای سیاه تــــــو شبیه شب یلداست باجلوه ی مهتــــــــــاب رقیب است نگاهت ای صاحب حــور و پـری و کژدم و ماهی آمیزه ای از سحر و فریب است نگاهت دشتی ست پر از شعر و غزل،برکه و باران ماوای غـــــزالان غـــــریب است نگــــاهت امشب عـرق شـرم بــــه آیینه نشسته ست ازبس که نجیب است و نجیب است نگاهت تو وسوسه انگــــــــــــــیزترین شعر خدایی چون آیه ی آییــــــنه و سیب است نگاهت
A-F Persian
عشق یعنی مادر ، صبر یعنی یک زن ، مهر یعنی دختر ، نور یعنی خواهر ، هر چه هستی عشق یا صبر ، مهر یا نور ، روزت مبارک
A-F Persian
چشم هات ... تیغی آبدیده !! و من ، باز مانده ی نسلی که قتل عام شد ( مهران پیرستانی