چهاردهم دي ماه 1331، يك هواپيماي شركت هواپيمايي ايران كه از شيراز و اصفهان به تهران ميآمد، در نزديكي فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع براي نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشينان آن جز دو تن (حسين عدل رئيس شركت تلفن شيراز و مهندس خزايني) كشته شدند. نكته جالب و قابل تامل در اين سانحه زنده ماندن و سلامت كامل اين دو تن از ميان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن يك بسته بسيار بزرگ پر از اسكناس بود كه با اين هواپيما حمل ميشد. اين بسته پس از برخورد هواپيما به زمين از داخل آن بيرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بيابان (چند قدمي جاده جنوبي پر رفت و آمد كرج ـ تهران) را تا مسافتي دور پوشانده بود. صدها نفر كساني كه به كمك يا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتي يك قطعه اسكناس را براي خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجي گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال ديگران ـ دولت يا شخص ـ حرام است و باعث ناراحتي وجدان ميشود و ما فقط به دسترنج خود قانع هستيم. اين خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پرتلفات هوايي تهران منش ويژه و بزرگواري ايرانيان را يك بار ديگر به ثبوت رساند و اگر در كشوري ديگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتي يك قطعه اسكناس را باقي نميگذاشتند و براي تصاحب آنها هجوم ميبردند و با هم مسابقه ميدادند.
ببین من که نمیدونم از چه مشکلی حرف میزنی/؟ اما خودم اینقدر درد تو این دنیا دیدم که خدا میدونه اگه سنگ بود میپوکید اما اخرش چی . پس بابک جون همین داداش کاریشم نمیشه کرد.
به قول یارو ما متهم به زندگی هستیم.
@گـلـپــری گل گلدون من شكسته در باد تو بيا تا دلم نكرده فرياد....گل شب بو شب بو نميده كي گل شب بو رو از شاخه چيده ...گوشه ي آسمون داره رنگين كمون من مثل تاريكي تو مثل مهتاب.....
چهاردهم دي ماه 1331، يك هواپيماي شركت هواپيمايي ايران كه از شيراز و اصفهان به تهران ميآمد، در نزديكي فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع براي نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشينان آن جز دو تن (حسين عدل رئيس شركت تلفن شيراز و مهندس خزايني) كشته شدند. نكته جالب و قابل تامل در اين سانحه زنده ماندن و سلامت كامل اين دو تن از ميان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن يك بسته بسيار بزرگ پر از اسكناس بود كه با اين هواپيما حمل ميشد. اين بسته پس از برخورد هواپيما به زمين از داخل آن بيرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بيابان (چند قدمي جاده جنوبي پر رفت و آمد كرج ـ تهران) را تا مسافتي دور پوشانده بود. صدها نفر كساني كه به كمك يا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتي يك قطعه اسكناس را براي خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجي گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال ديگران ـ دولت يا شخص ـ حرام است و باعث ناراحتي وجدان ميشود و ما فقط به دسترنج خود قانع هستيم. اين خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پرتلفات هوايي تهران منش ويژه و بزرگواري ايرانيان را يك بار ديگر به ثبوت رساند و اگر در كشوري ديگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتي يك قطعه اسكناس را باقي نميگذاشتند و براي تصاحب آنها هجوم ميبردند و با هم مسابقه ميدادند.
14 سال و 8 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 14 دقيقه قبلمنبع : روزنامه اطلاعات
جالب بود ....
14 سال و 8 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 11 دقيقه قبل