الينا
الهي موجود نفسهاي جوانمرداني ، حاضر دلهاي ذاكراني از نزديك نشانت ميدهند و برتر از آني و از دورت مي پتدارند نزديكتر از جاني .
الينا
الهي دستم گير كه دست آويز ندارم ، و عذرم بپذير كه پاي گريز ندارم .
الينا
الهي از پيش خطر و از پس راهم نيست ، دستم گير كه جز تو پناهم نيست.
الينا
الهي روزگاري ترا ميجستم خود را مي يافتم ، اكنون خود را ميجويم و ترا مي يابم .
الينا
الهي گهي بخود نگرم گويم از من زارتر كيست ، گهي بتو نگرم گويم از من بزرگوارتر كيست .
الينا
الهي با بهشت چه سازم و با حور چه بازم ،مرا ديده اي ده كه از هر نظري بهشتي سازم .
الينا
الهي مران كسي را كه تو خود خواندي ، آشكار مكن گناهي را كه تو خود پوشيدي .