علیرضا22
لبانم تب می کنند و باز هذیان می گویند ، بیا..................... کا[!]ت با بوسه ای سردشان کنی تا دوباره فریاد بزنند ، دوستت دارم..............!
علیرضا22
کوشي چه به تعمير دل ؟ اين خانه ي عشق است آباديش اين است که آباد نباشد ...
علیرضا22
به هفت رنگــــ ــــ درآمـــــــدم, تا دل بــــــــــي احساست را با خود به يکــــرنگي بکشانــــــــــــم! هفتاد رنـگـــــــــ ـــــ بازي کـــردي! تا سياهـــــــــم کني . . .!
علیرضا22
تنهايى يعنى اونى كه دوسش دارى بشينه بغلت، از اونى كه دوسش داره بهت بگه !!
علیرضا22
نمیدونم جمعه دلگیره یا چون دل ما "گیره" دلگیر میشه ؟ !!
علیرضا22
چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی : " نــــذار برم " یعنـــــــی بــرم گــــردون ... سفــــت بغلـــــم کـــن ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و بگــــــو : "خدافــــظ و زهــــر مـــار بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکیــــــــه!!!!" چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!! چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری؟!
علیرضا22
خداهم که باشی ، بازهم یک عده ازتو ناراضی هستند اما از بچه های مردم همه راضی اند !
علیرضا22
بعضی خیلی خوب خودشون رو به نفهمی میزنن حتی بهتر از یک خر....
علیرضا22
مردان بزرگ در برابر مشکلات کمر خم نمیکنند موی سپید میکنند...
علیرضا22
بگو سرگرم چي بودي كه اينقدر ساكتو سردي/////خودت ارامشم بودي خودت دلواپسم كردي ته قلبت هنوز بايد يه احساسي به من باشه /////چقدر بايد بمونم تا يكي مثل تو پيدا شه تو روزو روزگار من بي تو روزاي شادي نيست/////تو دنياي مني اما به دنيا اعتمادي نيست نميدوني تو اين روزا چقدر حالم پريشونه////دلم با رفتنت تنگو دلم با بودنت خونه خرابه حال من بي تو نميتونم كه بهتر شم////تو دستاي تو گل كردم بزار با گريه پرپر شم يه بي نشونم تو اين خزون يه بي قرارم يه نيمه جون///منو از خودت بدون منو از خودت بدون
علیرضا22
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز. وای خدای من، خیلی درست کردی... حالا برش گردون ... زود باش. باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟دارن میسوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمیکنی...هیچ وقت!برشون گردون, زود باش! دیوونه شدی؟عقلتو از دست دادی؟یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن نمک.....زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر میکنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟ شوهر به آرامی گفت : فقط میخواستم بدونی وقتی دارم رانندگی میکنم، چه بلائی سر من میاری؟!
علیرضا22
و تنها هنرم این است که آشیانِ تو باشم، تختت و تابوتت...
علیرضا22
شيطونه ميگه پاشم درسمو بخونم...! . . . . ... ... . . . . ولی لامصــب من که گول نمی خورم!!!!
علیرضا22
اگر باور داری خاطره ها ماندگارند پس آسوده خاطر باش که همیشه در خاطرم هستی .