alitak
در آسمان ِ کبود ، دلم تو را حک کرد ز ره رسیدی و دل ، به کار خود شک کرد در این میان دل ِمن اسیر و حیران ماند فقط تمام ِ وقت ، دل ِتو را هک کرد
alitak
چقدر سیاه گشته دل ، ببین بدی ها را زمانه بر سرم آورده ، این بدی ها را اگرچه با گنه چشم ، کور گشته ام کرم نما و ببخشا ، تو این بدی ها را
alitak
دلم ، آکنده از ناباوری بود همه فکرم از این بی یاوری بود خدارو شکر، بخشیدی مرا دوست اگر چه قلب من خاکستری بود
alitak
در این زمانه که مارا فرار نیست!!! عشقی برای کسی بر قرار نیست دیوانه گفت: تو بیا عاشقی بکن دنیا که همچو تو اهل قرار نیست
alitak
تحمل میکنم بد خُلقیت را نمیخواهم ازین پس ، دوریت را نمیخواهم که مَردم ، فاش گویند چه کردی بی وفا ، خوشبختیت را
alitak
سلااااااااااااااااااااااااااااااام به تمامی دوستان همگی خوب هستین