fatemeh
ماكه رفتيم..بهتون خوش بگذره...
fatemeh
زن بودن مثل ققنوس بودن است هي آتش ميگيري وباز نااميد نمي شوي وازخاكسترت زن متولد ميشود...زن قداست دارد..براي بااو بودن بايد مرد بود نه نر...!!!!
fatemeh
نميدونم چرا اينجا رو باوبلاگ يادفتر خاطراتم عوضي گرفتم شايد خسته شدم ازاين كه نوشته هام فقط واسه خودم بمونن شايدم ميخوام اوني كه بايد اينارو بخونه بخونه....اما نميدونم چرا خودمم نميدونم اززندگي چي ميخوام...بچه هاي اينجا همشون خوبن اما من ديگه فاطمه سابق نيستم ونميتونم باكسي بجوشم ونايي كه منودنبال كردن ناراحت نباشن كه چرا دنبالشون نكردم چون من شايد فقط هفته اي دوساعت ميام اينجا....
fatemeh
قديما هرجاميرسيدم مينوشتم حالم خوب است اما گذشته ام دردميكند اما الان حالمم خوب نيست من ميخوام آينده اي بسازم كه حالم وگذشته ام جلوي اون آينده زانو بزنن...
fatemeh
پرنده اي كه رفت بگذار برود هواي سرد بهانه است هواي ديگري درسر دارد...
fatemeh
حالا حرف هايمان بماند براي بعد دلخوري هايمان دلتنگي هايمان بااوچگونه ميگذرد كه بامن نگذشت؟؟؟
fatemeh
ميدونين من نيومدم اينجا تا كسي رو دنبال كنم يادنبالم كنن اومدم اينجا چون عشقم ازم خواست اما همين عشق دوشب پيش ازم خواست كه ديگه توزندگيش نباشم آدما چقدر زود عوض ميشن....
fatemeh
من درد ميكشم ...تو اما چشم هايت راببند سخت است بدانم ميبيني اما بيخيالي....
fatemeh
تازه فهميدم وقتي ميگفتي بي اندازه دوست دارم منظورت از بي اندازه چي بود....
fatemeh
وقتي آقايي آنلاين نباشه موندن اينجا هم كيفي نداره...
fatemeh
اگر او براي تو ساخته شد من براي تو ويران شدم....