amin
دست بردار از این حرفای خاله زنک بازی....دیگه خستم کردی
amin
این عشق به رسوا شدنش میارزد....
amin
خوش به حال باد...
گونه هايت را لمس مي کند و هيچ کس از او نمي پرسد که با تو چه نسبتي دارد...
amin
می گردم که شاید دلیلی پیدا کنم برای آرامش برای فراموشی برای رهایی از تو اما زورم به مهربانی هایت نمی رسد که همیشه جلو چشمم هست
amin
من در یک ماموریتم ماموریتی برای دوری از تو ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم . در یک کلام : ماموریت غیر ممکن
amin
يه زمونايي قبل انقلاب دخترا تا دم مدرسه حجاب داشتن وقتي ميخواستن وارد مدرسه بشن به زور كشف حجاب ميشدن. الان دخترا تا دم مدرسه بي حجاب هستتن ولي وقتي ميخوان وارد مدرسه بشن به زور اونارو محجبه ميكنن!! مملكته داريم!!
amin
از جلوی چشمام بزن به چاک...یالا
amin
" میگن غمتو به هیچکس نگو حتی به چشات، چون اونم اشک میریزه و رسوات میکنه "
amin
گاهی آدم دلش می خواهد کفش هاش را دربیاورد ، یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود ، بعد بزند به چاک، ... فرار کند از خودش...
amin
تو مال من باش .... باشه ؟
amin
هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد،
اما همه آنها دوست دارند به "بهشت" بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به "بهشت" ... اول باید مرد!!!
amin
خدا با ماست"
و هنوز می شود ادامه داد
amin
خدایا شکرت ما دیگر فقیر نیستیم دیروز پزشک ِ آبادی گفت... چشم های پدرم پر از آب مروارید است …!
خوب دست بر دار دیگه امینننننننننننننن
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبل
دستمو برداشتم 
15 سال و 4 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 6 دقيقه قبلهههههه
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 58 دقيقه قبل