amir7015
میمیرم برات...اگه بدونی چه میکنه اون یاد خنده هات
amir7015
هر آنکه در بعد به یادم آرد به وجودش بالم...
amir7015
تنها حسی که باعث میشود عقب نکشم خند های توست...خواه از روی تمسخر من یا خواه بر سادگی من یا برای دلداری من...خند هایت دلیل بودنم است
amir7015
شاد از آنم که یار مرا دوست دارد...یار که میگویم مقصود یار است نه یار...شاید به ظاهر سخت ولی آسان است
amir7015
بوسه ی ناگهانی ام آتشی است که جان میدهد به تو و جان گرفتنت جان دادن به من است
amir7015
سیگار نمیکشم...ولی برای درک دردهایت لااقل خاکستر سیگارت را میتکانم...
amir7015
اشتاه نکینید غمنامه های من ا غم نیست ...غمی ندارم که غمنامه اش کنم زندگیم تنها شادی است...شادی با او بودن...
amir7015
تنها میراث من برای تو غمی است که دارم...آن را نگه داری نکن
amir7015
میخواهم جلدی بنویسم تا به یادگار از من بماند ....
amir7015
دل من آرام بگیر روزی خواهد رسید که تو با یار شوی....
amir7015
ندارایی من دلی است که در تسخیر توست...حتی اگر رهایش کنی باز هم تکه های شکسته اش گریبانگیر توست
amir7015
از همان ابتدا سرنوشت رقم زد برایم تقدیری را که فقط در آن با غم خوش باشم...چه غم شیرینی است با یاد تو خوش بودن
amir7015
زندگیست و دست من نسیت ....ولی چه کنم که با زندگی هم به خاطر تو جنگیدم
سلام من یاسمینم
14 سال و 26 روز و 22 ساعت و 56 دقيقه قبلسلام خوش وقتم
14 سال و 23 روز و 16 ساعت و 56 دقيقه قبل