♥➹ aM!r hEsAm
مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم عشق بازی کردند، بعد خسته از خستگی به خواب رفتند. ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوغه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد. بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد. در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟ مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را مشغول عشق بازی بودیم !!! زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی...
♥➹ aM!r hEsAm
گاهـــــــی باید سكــوت كرد .... خدا پاسخ گو خواهـد بود ! شک نكن ... !!!
♥➹ aM!r hEsAm
هنگامی که در زندگی اوج میگیری دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی اما هنگامی که در زندگی به زمین می خوری آنوقت تو میفهمی که دوستانت چه کسانی بودند . .
♥➹ aM!r hEsAm
باز همـــ مرام دنبالر که وقتی دوستی تو را از لیست دوستاش حذف می کنه بهت نمیگه تا نمک روی زخمتـــ نپاشه ... باز هم مرام دنبالر که هیچ وقت تولدت یادش نمی ره... باز هم مرام دنبالر که بدون حسادت برایت دوست پیدا می کنه تا تنها نباشی... باز هم مرام دنبالر که یکدیوار داره که می تونی باهاش درد و دل کنی ...
♥➹ aM!r hEsAm
شب امتحان-خوابگاه دخترا : صدای هق هق و گریه ' ' ' شب امتحان-خوابگاه پسرا ( ساعت 5 صبح ): سرباز گیشنیز سره !!!!
♥➹ aM!r hEsAm
در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟» ماكس جواب مي دهد: «چرا از كشيش نمي پرسي؟» ... جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم.» كشيش پاسخ مي دهد: «نه، پسرم، نمي شود. اين بي ادبي به مذهب است.» جك نتيجه را براي دوستش ماكس بازگو مي كند. ماكس مي گويد: «تعجبي نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردي. بگذار من بپرسم.» ماكس نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «آيا وقتي در حال سيگار كشيدن هستم مي توانم دعا كنم؟» كشيش مشتاقانه پاسخ مي دهد: «مطمئناً، پسرم. مطمئناً..»
♥➹ aM!r hEsAm
ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم : عجب نقاشیه نکبت… چه دست فرمونی داره توله سگ… چقدر خوب میخونه بد مصب… چه گیتاری میزنه ناکس… ... استاده کامپیوتره لامصب… موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی… عجب گلی زد بی وجدان… بی شرف خیلی کارش درسته… دوستت دارم وحشتناک…! ... کثافت اما وقتی میخوایم فحش بدیم: برو شازده… چی میگی مهندس… آخه آدم حسابی… دکتر برو دکتر… چطوری آی کیو؟ به به! استاد معظم! کجایی با مرام؟ یعنـــی عــــــاشقتم باز گلواژه صادر فرمودی؟