دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرفال

بهارم خورد به تابستان و رفت تعطیلات . . . ! مینویسم تا موقعی که تابستان تموم بشه و برگرده /! این رو... درباره »
امیرفال
مرد - مجرد
امتیاز: 11268

دنبال‌شدگان

(304 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(535 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

امیرفال
امیرفال

گاهی وقتا ، لعنت کردن هم خوبه : ) / فقط به شرط ِ اینکه یه مرفین باشه / یا کم ِ کم یه استامینوفن باشه حداقل / پس لعنت به تموم ِ روزا یی که یه دو تا چشم کم داری / . . . / بخند رفیق / بخند که دنیا هیچی نداره نه واسه من و نه واسه تو / و نه حتا برای اون دو تا چشم ِ آسمونی / . . . / یه ف میدم برو تا فرحزاد و برنگرد ! / عاشق ِ چشم هاش که میشی باید دار و ندارت رو بذاری وسط و آتیش بزنی سر تا تهش رو / اون موقع است که باید بگی لعنت به من / لعنت به تو / لعنت به فیلم ِ هندی ِ شبکه دو حتا / ! / : ) / اینم شب ِ دوم . . . خوب باش و بقیه رو هم خوب کن : ) / اینم از قاعده که من بودم . . . تا یه دو دوازده روز ِ دیگه . . . یا علی / خوش باشین رفقا

امیرفال
امیرفال

دلبری میکنند برایم ماه و ستاره ها... ها... نمیدانند که من خورشید را در جیبم ، راه می برم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتی تازه اومده بودم اینجا سه ماه پیش ...حسم میگفت بعضیا خوشایندن بعضیا ناخوشایند ....حسم دروغ نمیگفت ..بعضیا اینجا خیلی دوست داشتنی ان ..این بعضیا رو خیلیاشون رو حتی باهاشون فراتر از یک سلام و علیک همکلام نشدم اما دوسشون دارممممممممممممممم..

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

دفتر یاداشت روزانه م روی میزم بود رفته بودم کلاس ...خواهر هم اتاقیم دو روزی مهمان بود ...وقتی برگشتم خوابگاه دیدم نیست ...دفترمو دیدم روی میزم نیست کشو اولی رو باز کردم دیدم گذاشته توی کشو ...دیدم یه برگه کوچیک لاشه ...بازش کردم دیدم دو صفحه از دفتر یاداشتمو با همون مدادی که لاش بود همیشه برام نوشته بود ...اولش نوشته بود ..:مسلمان بدون اجازه دفتر مسلمان را باز نمیکند که بخواند یا بنویسد ...اما چه کنم این فضولی ذاتی من اخرش کار دستت داد ....(مومنه بودن ..و چیزای خیلی زیبایی از نقد به شخصیتم نگاشته بودن)

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

کجایی عمو مهدی ؟ دلتنگتم... @حامد*مهدی سابق*

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

دنیای ِ من ، همین زمین است و آسمان ِ زیبا ... و دفترم... و خودکاری که همیشه سفید می نویسد...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

دلم برای هم صحبتی با شما ها تنگ میشه ... فردایی دیگر عزیز... و alla ِ عزیز...

امیرفال
Www.Pix98.CoM_Love_025.jpg امیرفال

اون کسی که هر روز دیدنش آرزومه...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

تو هم که بروی ، شمع ها هستند... روشنایی می دهند به شب هایم.. اما چشم هایت... چشم هایت... چشم هایت...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

هر چه هم منطقی باشیم ، باز هم ، عشق ، بهانه می طلبد... بهانه ای به بزرگی ِ احساس ِ مجنون و لیلایش...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

یار ، یکی بود و اسمش لیلا...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

ساعتت رو کوک کن رفیق... لحظه های آخر ِ عشقه... باید با ستاره ها هماهنگ کنی ساعتت رو...

امیرفال
امیرفال

توی ِ اتاقک ِ مترو ، زندگی میکنم و برای زندگی ِ با تو ، نقشه های عجیب می کشم !

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

وهم و خیالت را بگذار کنار... دل نبند... عشق های ِ امروزی ، مجنونند... مجنون ِ پُر از لیلاها ...!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

دلت را صاف کن ... یادگاری هایت را بگذار و برو... تمام ِ خاطراتت را تلخ نکن ...