AMIR NG
یه گوسفند رو سوار یه پورشه کن، خود به خود خوش تیپ، خوش استایل، مرد زندگی، شاهزاده رویاها و فرد ایده آل 95% دخترها میشه
AMIR NG
برای پختهشدن کا[!]ت که هنگام عصبانیت از کوره در نروید///
AMIR NG
به سلامتی دختر کبریت فروش,که تو سرما و گرما کبریت فروخت اما خودشو نفروخت///
AMIR NG
موضوع انشاء:تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟ به نام خدا ، تو donbaler
AMIR NG
پسر که به سمت یخچال رفت،پدر خجالت کشید. از یخچال خالی بطری آب را برداشت و سرکشید. گفت:" چقدر تشنه م بود". پدر لبخند زد
AMIR NG
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواشتر برو من می ترسم! مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم! ......مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی. مرد جوان: مرا محکم بگیر . زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟ مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه. روز بعد روزنامه ها نوشتند: درخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند
AMIR NG
من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم مي کند ! منطق او حتي از حماقت من هم احمقانه تر است
AMIR NG
تو ضامن لبخند من نیستی، امّا می تونی « بهانه اش باشی »...!
AMIR NG
فاصله های کوتاه از جدایی تا دشمنی.........................................یك لبخند از جدای تا پیوند..............................................یك قدم از توقف تا پیشرفت.......................................یك حركت از عداوات تا صمیمیت....................................یك گذشت از شكست تا پیروزی.....................................یك شهامت از عقب گرد تا جهش......................................یك جُرات از نفرت تا علاقه..........................................یك محبت از صلح تا جنگ............................................یك جرقه از آزادی تا زندان..........................................یك غفلت