*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در صدا کردن نام تو یک کجایی پنهان است.... یک کاش می بودی..... یک کاش باشی.......
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سخت است در خوش گذرانی هایت هم افکارت آزارت دهند، و طعم زهر مار به خود بگیرد لحظات شادت . . .
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
این روزهایم به تظاهر می گذرد.... تظاهر به بی تفاوتی تظاهر به بی خیالی به خنده به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی به من بگه بخواب فردا کلی کار داری درس داری مهمون داری ....جدا چرا من اصلا نمیخوابم ؟ نه شب نه روز؟ نهایت دو ساعت بخوابم چرا یعنی؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من الان خیلی گرسنه شدم تو فکر اینم بشه برم کله پاچه بزنم بعد بیام بخوابم نهایت سکته میکنم دیگه کی به کیه؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
فرق زیادیه بین کم اوردن و کوتاه امدن .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مهربانی زبانی است که : برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است . . .
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
رفتم پروفایل یک دوست که دیروز رفتار زشتی داشت تا ایگنورش کنم ولی به هیچ وجه دلم نیومد دستم بردم سمت ایگنور یاد زمانی افتادم که ازش ارامش میگرفتم شاید دیگران باعث اختلاف بشن که حلالشون نمیکنم اما دوس جون همیشه برای من دوس جون باقی خواهد ماند با همون جایگاه خاص خودش توی دلم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
روزی از روزها ، لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد پس نامه ای به او نوشت : “ اگر علاقه داری که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از آنجا گذر میکنم منتظر باش ” مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از ساعت مقرر رفت و در محل قرار نشست . نیمه شب لیلی اومد و وقتی مجنون را در خواب خواب عمیق دید از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت ! مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت : “ ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت ” در راه ، یکی از دوستانش او را دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی ؟! و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه ! آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره ! دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده ! و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم ؟! و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
داشتم بازدیدکنندها از پروفایلمو میدیدم امروز تقریبا بیشتر دوستهام مهمون پروفایلم بودن خیلی خوشحال شدم همین که وقتشونو صرف میکنن و تشریف میارن برام کلی ارزش داره یه جورایی حکم اینو داره که امدن خونمون و مخصوصا اتاقم ....شکر شاد شدم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه میگیرند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم تنگ شده فقط برای تو ....صدای تو ...خنده های تو ...