*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز اخرین پنجشنبه ی سال بود ...وقتی که تو هم رفتی پنجشنبه بود همین ساعتها یهو ....همه میدونستن جز من ...برای همه توضیح داده بودی جز من ...به همه گفته بودی من طاقت نمیارم دق میکنم ...دیدی هنوز هستم ....اونشب تا صبح فقط گریه کردم تنهای تنها ....صبحش چشمهام از سوزش باز نمیشد نمیدونستم باید به کی چه جوابی بدم تنها بودم ...صدای بغضت لب دریا توی گوشم بود ....اصلا میدونی چندتا پنجشنبه رو برات شمردم؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم چرا امشب ساعت هرچی به دوازده و نیم نزدیکتر میشه من بغضم بیشتر میشه ....اعتراف میکنم ضربان قلبم رسیده به هزار مثل اون شبا که صدام میکردی گلی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
لعنت به یادت که فقط سردرد برای من میاره ....لعنت به امشب ....اصلا قشنگ نیست ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امشب شب شمردن باختهای منه ....شب باز خواست طهورا ....دادگاهی که قاضی و مجرم خودمم ....ولی وکیلی ندارم ازم دفاع کنه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میگم اون کسی که توی پستش نوشته این چند روز حریمها رعایت نشد و شاید دنبالر به خاطر این مشکل این تغییراتو ایجاد کرده خودش توجه کرد وقتی که عده ای داشتن جواب یک انتقاد رو با فحش میدادن خود شما جز لایک کنندگان اون شخص فحاش بودی و با لایکت در واقع تشویقش کردی به ادامه ی بی حرمتیش؟ پس لطفا به حرفی که میزنی عمل کن ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دمش گرم دنبالر با این کارش باعث شد من عجوزه ی پیر دنبالرو نبینم ....راحت شدم....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضی خاطرات وقتی به یادم میان به خودم میگم من اونوقتها چقدر احمق بودم ....و احمقتر تو بودی که درک نکردی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هی میخوام امشب جدی باشم نمیگذارن ....دختر باید جذبه داشته باشه ...ابهت از سر و روش بباره ....بد باشه .....اخم کنه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از هر راهی استفاده میکنم برای شاد شدن ....اما ...همیشه امایی هست که درجا حالمو بگیره و باعث بشه اخم کنم .....زندگی کوتاه من ....