arash
افسوس...آن زمان كه باید دوست بداریم كوتاهی می كنیم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازی می كنیم و بعد برای آنچه از دست رفته آه میكشیم . .
arash
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور، و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان!
arash
ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮ ﺷﻤﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺰﺍﺭﺷﮕﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﻤﻊ ﺑﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﻮﺭﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ همه ی ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
arash
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست
arash
بگویم وبدانی یانگویم ومیدانی،فاصله دورت نمیکند،درخوبترین جای جهان جاداری،جایی که دست هیچکس به تو نمیرسد...
arash
هیچوقت نفهمیدم چرادرست همان کسی که فکرمیکنی باهمه فرق داردیک روزمثل همه تنهایت می گذارد؟!!
arash
اگر باگرگها زندگی میکنی زوزه کشیدن را بیاموز . مادر روزگاری زندگی میکنیم که فقط خدایش از پشت خنجر نمیزند
arash
مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن آن سوی تاریکی بر پهنه ی زندگی آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و باران سرود آفتاب را تکرار می کند... راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد پنهان کن مرا در آغوشی که نامش دوست داشتن است ...
arash
ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم .
arash
اگر باگرگها زندگی میکنی زوزه کشیدن را بیامور چون ما در دنیائی زندگی میکنیم که فقط خدایش از پشت خنجر نمیزند
arash
گاهی وقتا بااینکه خیلی هارو داری بازم تنهائی تنها تر از تنهائی