پیشاپیش روز زن ایرانی، روز مادر و جشن اسفندگان گرامی باد....(29اسفند) آناهیتا، اَناهید یا ناهید یکی از ایزدان کهن آریایی-ایرانی است که قدمتش به پیش از آیین زرتشت باز می گردد. نام او در پارسی باستان و پارسی میانه به معنای «ناآلوده» و یا «پاک و بیگناه» است آناهیتا ایزدبانوی آب ها و باران و باروری در اساطیر آریایی و همچنین اساطیر ایران باستان است. آناهیتا با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور رزم آوران ایرانی بر این بود که اگر به پیشگاه او نذر کنند، آن ها را یاری میدهد در روایتهای زرتشتی از آناهیتا آمدهاست که به هنگام زایش زرتشت، آناهید مادر زرتشت، «دغدو» را نوازش میکند و زرتشت پس از تولد در روی او و در روی پدر و مادرش میخندد.. نيايش و تقديس ناهيد از دوران هخامنشيان رسميت پيدا كرد و در عهد پارت هاي اشكاني و ساسانيان تداوم يافت. براي پرستش ناهيد پيكره هايي از اين ايزد ساخته شده بود. در شوش، تخت جمشيد، نقش رستم، هگمتانه، استخر پارس، كنگاور و برخي نقاط ديگر پيكره هاي آناهيتا وجود داشته كه هنوز هم آثار آن پابرجاست و مشاهده مي شود..
واعظی پرسید از فرزند خویش که هیچ می دانی مسلمانی به چیست ؟ صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت هم کلید زندگیست گفت اندر این احوال در شهر ما یک مسلمان هست آن هم ارمنیست
ویل دورانت- تاریخ تمدن ویل دورانت: کوروش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشورگشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. به همین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستند از آن بگذرند و درباره او داستان های بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامیدند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان دربند را آزاد نمود. کوروش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.
کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم. ترس از شک وپرسش در ما ریشه دوانده است. چنین می اندیشیم که شک می تواند ایمانمان را برباید. ما نمی پرسیم و طلب درونی نداریم زیرا آموزش ندیده ایم باورهای مان را با رویکردهای انتقادی بررسی کنیم. از پرسش فرار می کنیم زیرا می ترسیم پذیرش هر سئوالی مجموعه ی اعتقاداتمان را در هم ریزد و نظم سنتی و گذشته مان را از هم بپاشد. می ترسیم هندسی معرفتی و چهارچوب باورهای مان شکسته شود. ما از تغییرات هراسانیم به ویزه اگر با خواندن کتاب مجبور به تغییرات درونی شویم. مطالعه هم برای پاسخ یافتن است و هم شروع پرسش های جدید .