سرباز ایران
همانند خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی ،نتوانی
(زرتشت)
سرباز ایران
هر وقت احساس کردی در اوج قدرتی ... به حباب فکر کن ... !
سرباز ایران
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای ، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم . (فریدریش نیچه)
سرباز ایران
تا زنده ام لحظه ای آرام نخواهم نشست: راحت بودن و مرگ نزد من یکی است. (ناپلئون)
سرباز ایران
پدر بر پدر شـــــــاه ایران تویی گزین ســـواران و شیران تویی
سرباز ایران
بزرگترین عیب آن است که از عیب خود آگاه نباشیم. (کارلایل)
سرباز ایران
نادانی و جهالت اگر شرط لازم برای خوشبخت بودن نباشد، شرط لازم برای زندگی کردن است. زیرا اگر ما از همه چیزهای این جهان واقف بودیم حتی یک لحظه نمی¬توانستیم زندگی را تحمل کنیم. (آناتول فرانس)
سرباز ایران
کشيش ھا مى گويند که آنھا به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند، اين طبيعى است، چون آنھا خود از پول صدقه مردم زندگى مى کنند، ھمه گداھا مى آموزند که مردم بايد به آنھا پول بدھند "رابرت گرين اينگر سول"
سرباز ایران
روحانى نسبت به برھنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد "سوزان ارتس"
سرباز ایران
ای آزادی با کمال تاسف ميگويم بشر سزاوار تو نيست { تورگر}
سرباز ایران
با آدميان زيستن دشوار است، زيرا خاموش ماندن بسي دشوارتر است.{نیچه}
سرباز ایران
فرانگلين: اگر مي خواهيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد!
سرباز ایران
در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود
سرباز ایران
حمله اعراب به ایران بزرگترین و اصلی ترین حمله ی اعراب در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز