مُشتبااا ..
هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینه که منتظرت بمونه ...
مُشتبااا ..
((تردید)) ------- از پله های دفتر طلاق که پائین آمد روی پاگرد پله ها دستمالی را دید.برداشت و لمسش کرد.خیس بود. حرف دوخته شده ابتدای اسمش را که گوشه اش دید فهمید مال فریده است که قبل از او رفته بود.از دفتر بیرون آمد و به امتداد پیاده رو نگاهی انداخت.فریده در انبوه جمعیت پیاده رو گم شده بود.دستمال را انداخت و در جهت مخالف چند قدمی برداشت اما لحظه ای بعد ایستاد ، برگشت و با تردید به دستمال خیره شد. دستمال ،خیس و مچاله شده کف پیاده رو افتاده بود و حرف دوخته شده گوشه آن واضح تر از همیشه دیده می شد.
مُشتبااا ..
یک گوشه نشسته ام پر از تشویشم / نقاشی چشمان تو هم در پیشم / زیباتر از آنی که تصور بکنم با ذهنم / من جز تو به هیچ چ چ ﮐس نمی اندیشم