asal
من فقط آرزوم اینه که با اون باشم ..............واگه با اون نباشم بمیرم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
سراب زندگی ............. تو
asal
شیطونه می گه العان این کتاب تاریخ رو بردارم بدم تو دهن این معلممون ..................حالم از تاریخ به هم می خوره
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو می گی باش .............. من می گم بی تو نیستم
asal
می دونی این دفعه می گم به سلامتی خودم............... چون می خواهم عین تو خودخواه باشم
asal
ای خدای مهربون بد جوری دلم گرفته از زمین و آسمون دلم گرفته
asal
امروز اومدم به امید دیدن چشم های قشنگت ........... اما تو به چشمانم نگاه نکردی
asal
نمی گذارم دلم بنویسد چون می دانم اگر او بنویسد باز مرا به آتش می نشاند
asal
امروز رفتم پیشش ولی بهم محل نذاشت!چرا؟ خوب خودت هم اون روز بهش محل نذاشتی . خوب من اون روز حالم خوب نبود . خوب شاید اونم امروز حالش خوب نبود.
asal
دیگر دلی برایم نمانده است............. شکسته شده و تکه های آن گم شده................چجوری ازم می خواهی از دلی بنویسم که خودت شکستیش
asal
تنهایی یعنی من یه گوشی دارم و صدای زنگش یادم نیست چون دیگه زنگ نمی زنه