sam no lov
شدم یه بازیچه بای هرکی میاد تو قلبم باهام بازی میکنه میری همین
sam no lov
کسی که احساسات ِ تو رو بازی می گیره و تنهات میذاره... چند قدم اونورتر زیر ِ پایِ کسی دیگه داره لِه می شه ، شک نکن... ایـــــــــــــن قانــــــــــــــــــــــــــــــونِ طبیعـــتــــــــــــــــــــــــــه ......!
sam no lov
دنیــــــا.... هـــرچــﮧ قــــدر هــــم کـــه کـــــوچـکـ بـــاشــد .. تــــــــــو از مـن دور شـــده اے .. و... ایـــــــن تـــــمام واقــعیـــــت هـاست ...!
sam no lov
کامـ اول و عمیقـ از سیگار طعمـ قهوه تلخ گوشه دنج کـافه بویـ برفـ نو که مےبارید و دستــ هایے که روی پیــانو مے رقصید فرصت عاشـقے کردن بود ، جای تو خالے اما ...
sam no lov
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی
sam no lov
خواســـَــتم با یکے درد ٌ دل کنم...!!
اَزش پـٌـــرسیدم : سیگــــار دارے ...!؟
گـــٌفت: می خواے بکشے ...!؟
گـــٌـفتم: نہ رفیق... تو بکش تا طاقت شنیدنِ حرفامو داشته باشے
sam no lov
فقط برای خودم هستم " مـــن...! "
خودِ خودم ـ ـ ـ ...
نه زیبایم و نه عروسکی و نه محتــاج نگاهی...!
برای تو که صورتـهای رنگ شده را می پرستی
نه سیرت آدمها را ،
هیـچ ندارم...
راهت را بگیر و برو.........
حوالی من٬ توقف ممنـوع است...
sam no lov
•------------------•¤♥¤•--•¤♥¤•--------------------• اگه دیدی بغض کردی و ولی دلیل برای گریه کردن پیدا نمیکنی اگه دنبال جایی میگشتی که داد بزنی بدون دل خدا برات تنگ شده میخواد صداش بزنی…. •------------------•¤♥¤•--•¤♥¤•--------------------•
sam no lov
زندگی یک نخ سیگار است در دست زمان
(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()ڪے
sam no lov
دلم بدجور گرفته دیگه تحمل ندارم امروز سه تا پیک مشروب زدم به سلامتی نامردیش به سلامتی تنها گذاشتنش سومی بخاطر این که دوستش داشتم لعنت بهش
sam no lov
لباسهایم که تنگ میشد
میبخشیدم به این و آن
ولی دل تنگم را ، حالا
چه کسی میخواهد !؟
sam no lov
میخواهمـ داســتانی از علاقهـ ام بهـ ✖ تـُـــو ✖ بنویســم یکــی بود..یکــی نبود... خلاصهـ اش میشود بیخــیال دوستـــت دارم لعنتـی . . .
sam no lov
میات تاریکی های دلم گیر کرده ام کسی خورشید چشمانت را از من ربوده ... نا امیدم .... از روزهایی که میگذرد و تو هنوز درخوابی و نمیدانی من به چه دلهره از چشمانت به تباهی رفتم
sam no lov
✔دَلمــ گِرفتـ ـهـ اَز ایـטּ شَهـ ــر کهـ آدَمــ هآیَشــ هَمچـ ــوטּ هَوآیَشــ نآپآیدآرَنـ ــد ... گآهـ آنقـَ ــدر پآکـ کهـ باوَرَتــ نِمے شـَ ــوَد گآهـ آטּ چنـ ــاטּ آلودهـ کهـ نَفَسَــــــــتـ ـ ـ ــ ـ مے گیـ ــرد!!..✔
sam no lov
چگونه می شود از خدا گرفت چیزی را که نمی دهد؟!! می گویند قسمت نیست، حکمت است. من قسمت و حکمت نمی فهمم... تو خدایی... طاقت را می فهمی... مگر نه؟