امیرحافظ مهرارین
مدیرای گرامی من هرچی لینگ میفرستم چرا اینجا باز نمیشه ها
امیرحافظ مهرارین
اخدا اینجا چقدر ساکته من که رفتم خدانگهدار
امیرحافظ مهرارین
— برنگرد که بر نمی گردی تو هیچوقت نمی خواهمم داشته باشمت نترس فقط بیا در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت دلم برای راه رفتنت تنگ شده است
امیرحافظ مهرارین
میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست فقط در دست هاى گرم تو مردن قشنگست
امیرحافظ مهرارین
———- میخوام که عاشقت بشم گل شقایقت بشم دلم واست تنگ شده بود گفتم مزاحمت بشم
امیرحافظ مهرارین
* * * * * * * * * * * * * * * بهار … و این همه دلتنگی؟! نه ، شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد. * * * * * * * * * * * * * * *
امیرحافظ مهرارین
از کدام سو دورم می زنی؟ می خواهم از همان سو … دورت بگردم!
امیرحافظ مهرارین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من را تو ببخش چشم من کور!
دستم برود به زیر ساطور!
تقصیر دلم نبود دزدی
چشم تو سیاه بود و مغرور!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امیرحافظ مهرارین
شکر خدا نشد که عاشقت شوم تقدیر این نبود که من لایقت شوم یاد توا کنار دلم چال کرده ام تا بیخیال تو و هق هق ات شوم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *