ღ شاهزاده غم های دنبالر...
خــــدایا.... همه از تو می خواهند ، بدهی.من از تو می خواهم ، بگیری!!! خـــــدایااین همه حس دلتنگی را از من بگیر...
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
آدمــها ؛ خیــلی زود همـــراهان صمــیمی را فــراموش مـیکــنند .... درست مثـل زمــانی که باران بنــد می آیـد ، و خیلی*ها چــترهایشان را جـا می*گـــذارند ... !!!
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
هرموقع ؛ موفق به فریب دادن کسی شدی … قبل اینکه فکرکنی چقدر احمق بود ؛ به این فکرکن که چقدر به تو اعتماد داشته …
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
در سرزمینی که مردانش ابرها را با نی اسب ها را با سرنا و زن ها را با تازیانه می گریانند. من، مردان مغروری را می شناسم که با "نی لبک" پری کوچک غمگینی "عاشقانه" گریسته اند..
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
آرام باش عزیز من حکایت دریاست زندگی گاهی درخشش آفتاب و ترشح شادمانی ،گاهی هم فرو می رویم و چشمانمان را می بندیم و .....همه جا تاریکی ست آرام باش دوباره سر از آفتاب بیرون می آوریم و زیر بوته ای از برف تلالو آفتاب را می بینیم که این بار درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود آرام باش
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با اشتی اشتی کن و از جدایی جدا باش
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
شمع روشنی هست که نورش تویی/ناامیدی است که امید فردایش تویی دلی با یک آرزوی بزرگ که آرزویش تویی/خیالی خسته که آرامش شبهایش تویی چشمانی خیره به سویی که سویش تویی/یک دل زخمی که مرهم زخم هایش تویی
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
اینجـــا جـــایی سـت کـه پشت ِ دوسـتت دارمــها هــم ،نـــوشــتـه شـــده : ســاخــت ِ چــین !!!
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
من بودم و تنهایی و خاطرهی تو کسی آمد ، مرا برد ، تنهایی ام را گرفت ولی خاطره ات باقی ماند
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
کاش....بودی.....تا من هم چیزی برای از دست دادن داشتم
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
هر شعر گریز از یک گناه بود هر فریاد گریز از یک درد و هر عشق گریز از یک تنهایی عمیق افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی…!