ღ شاهزاده غم های دنبالر...
خــــدایا.... همه از تو می خواهند ، بدهی.من از تو می خواهم ، بگیری!!! خـــــدایااین همه حس دلتنگی را از من بگیر...
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
بیخودی خندیدیم... که بگوییم دلی خوش داریم بیخودی حرف زدیم... که بگوییم زبان هم داریم و قفس هامان را... زود زود رنگ زدیم ... و نشستیم لب رود... و به آب سنگ زدیم ما به هر دیواری آینه بخشیدیم... که تصور بکنیم یک نفر با ما هست ما زمان را دیدیم... خسته در ثانیه ها باز با خود گفتیم... شب زیبایی هست! بیخودی پرسه زدیم.. صبحمان شب بشود بیخودی حرص زدیم... سهممان کم نشود ما خدا را با خود.. سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم... ما به هم بد کردیم... ما به هم بد گفتیم بیخودی داد زدیم... که بگوییم توانا هستیم
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
سرت را بالا بگیر
اگر صاحب عشق ناب هستی بگذار تو دنیا رو خجل کنی نه دنیا تو رو ...
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
ک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگي اش مي شود يک شبه پي برد به دلدادگي اش