بابا هومن
نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید یواشکی خندید یواشکی حرف زد یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد یواشکی.........به سلامتی "یواشکی" که اگه نبود نسل ما منقرض می ش
بابا هومن
هیش وخ اندازه الان حوصله نداشتم اما الان که حوصله دارم اصن نمیدونم چیکار کنم، کاشکی الانم حوصله نداشتم.
بابا هومن
کشمشی که به میخانه رواست , به نذری حرام است. < زمزمه های بی وقفه ی من در حین جدا کردن کشمش ها از عدس پلو >
بابا هومن
توسط پیامک
فیزیک آسان تر می شد اگر بجای سیب، خود درخت بر سر نیوتون می افتاد. والا به خدا
بابا هومن
و به انگشتم نخي خواهم بست كه فراموشم نشود كه هنوز انسانم !
بابا هومن
وقتی میام سر کار دلم واسه سپنتا تنگ میشه انقدم پشت سرم گریه میکنه که جیگرم واسش کباب میشه
بابا هومن
خیلی خسته ام. از همه چیز و همه کس... همه چیز تکراری شده...
بابا هومن
تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟
بابا هومن
کاش وقتای تنهایی یکی از تو سایه می اومد و مثل تو میگفت: نون بگیرم؟ نفت بیارم؟ دلت گرفته؟ ... ... ... میگفتم آره... بعد فقط میشست کنارمُ سکوت میکرد... میگفت به درک که رفته ... من هم مثل کلاه قرمزی سرمُ میذاشتم رو زانوش... همین، فقط همین