babak1367
کاش می توانستم راحت حرف بزنم … چیزی بگویم از دلتنگی … میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند … فقط می گویم منم دلتنگم
babak1367
دیگر هیچ مزه ای دلچســـــب نخواهد بود من تمام حــــسّ چشایی ام را روی لبانت جا گذاشتم.
babak1367
روزی هزار بار ... باید برای دوستانم توضیح بدهم ، که در دنیای بیرون از متن هایم پای هیچ عشقی وسط نیست . باور که نمی کنند ... جان تو را قسم می خورم
babak1367
شیشه های شکسته تعویض می شوند پل های شکسته ، تعمیر آدم های شکسته ، فراموش . . .
babak1367
هستم هنوز هستم نفس می کشم راه می روم کار می کنم نگاه می کنم می خندم می گریم.. دلم اما... در دلم دیگر خبری نیست!! من همان آدم همیشگی ام فقط خدمات پس از فروشم تمام شده است!!!
babak1367
آنقدر بغض هایم را فرو دادم و خندیدم ... که خدا هم باورش شد چیزی نیست