فرزاد
کوه به کوه راه داره، آدم به آدم راه نداره
فرزاد
کار کردن، کار کردن، آرمیدن.
فرزاد
بعضی وقتا که ارسالت نمیره، فکر نکن ایراد فنیّه؛ یه فرصت بهت داده که تجدید نظر کنی
فرزاد
پنجهی مریم یا پنجهی مرگم؟
فرزاد
شهر من آسمون آبی داره، روز روشن شب مهتابی داره
فرزاد
پنجه ی مریم رسته در شکاف صخره ای... این همه رنگ از کجا آورده ای تا بِشُکوفی؟ قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام، از گلبرگ های سرخ دستمالی بافته ام، تا آفتاب هدیه کنم... از اینجا گوش کنید:
فرزاد
الان مثلا چکمه چشه که میگن «بوت»؟
فرزاد
این بیت رو حفظ کنید، همیشه تو مشاعرهها برنده میشید: درد ما را نیست درمان الغیاث، هجر ما را نیست پایان الغیاث، دین و دل بردند و قصد جان کنند، الغیاث از جور خوبان الغیاث!