behroz
از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست ! آن روز درد شکستن را خواهی فهمید...
behroz
لاک غلط گیر را برمی دارم و "تو" را از تمام خاطراتم پاک می کنم . . . " تــــــــــــو " غلط اضافیِ زندگیم بودی . شک نکن
behroz
خواهش ميكنم تا آخر مطالعه كنيد. . . شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می
behroz
بعضــی دردها مثــل "چایــی" میــمونن با گــذشت زمان "سـرد" میشن .... ولی "تلخیـش" از بین نمیره ...
behroz
خيلي سخته بخاطر كسي كه دوسش داري همرو از توي زندگيت خط بزني بعد بفهمي خودت توي ليستي بودي كه اون بخاطر يكي ديگه خطت زده
behroz
بدون مـــن هــــوا ســــــــرده الان گرمـــــی نمیــــفهمـــــی!
behroz
خیانت است اما... آنقدر که با یادت بوده ام.. با.. خودت نبوده ام..!!
behroz
آدما گاهی لازمه چندوقت کرکره شونوبکشن پایین،یه پارچه سیاه بزنن درشون وبنویسن: کسی نمرده؛فقط دلم گرفته...!
behroz
میدانی تنهایی کجایش درد دارد؟؟
انکارش...
behroz
ديشـــب خـــــــدا آروم صـــدام كـــرد و گفــــت : خــــــــــوابي ؟ عشــــقت داره قــــربون يــــكي ديــــگه ميــره... اونـــوقت تــــو راحت خوابيـــــــــــدي ؟؟؟!!! ... ... لبخنــــدي زدم و گفتــــم : خــــــــــــدا جونم " اين همون مخــــلوقي هست كه وقتـــــي آفريديـــش به خودت آفـــــرين گفتي
behroz
بعضی ها ترسشون دل بستن نیست .. دل بُریدن از بقیه است !!!
behroz
تــَقــریــباً هــَمــه رو مــُتــِقــآعــِد کــردَم کــه فــَرآمــوشــِت کــَردَم حــآلــآ فــقــَط مــونــده ایــن / دِل / لــعــنــَتــی...
behroz
کورالاین از گربه پرسید :" ببین، اسم من کورالاین است، اسم تو چیست؟" گربه گفت :" گربه ها اسمی ندارند." کورالاین گفت :" مگر می شود؟" گربه گفت :" شما ادم ها اسم دارید چون نمی دانید که هستید، ما خودمان را می شناسیم پس نیازی به اسم نداریم."