بنیامین (بابای دنبالر)
یه آدمایی هستن نه میشه درکشون کرد نه میشه ردشون کرد!! همینطوری تو زندگیتن... زل میزنن به آرامشت!!!
بنیامین (بابای دنبالر)
سلامت میکنم مادر جوابم می دهی یا نه؟؟ به خوابم امدی دیشب نمیدانم که یادم میکنی یانه؟ غریب افتاده ام مادر دعایم میکنی یانه؟ ... دعا در حق من کردی نمیدانم هنوزم میکنی یا نه؟ گر بدی کرده ام مادر جوانی بود و نادانی! نمیدانم که ای مادر حلالم میکنی یانه!!
بنیامین (بابای دنبالر)
یارو نه درس خونده؛ نه شغلی داره؛ نه ماشینی… خلاصه هیچی نداره؛ ازش می پرسی ازدواج کردی؟ با اعتماد به نفس میگه هنوز دم به تله ندادم! لامصب تو خودت تله ای!!!
بنیامین (بابای دنبالر)
دوست داشتین همچین اسمی داشته باشین حتما ببینین
بنیامین (بابای دنبالر)
بازم 1 رویداد ورزشی و بازم 1 کشتار دسته جمعی این بار در میانمار
بنیامین (بابای دنبالر)
لــزومي نــدارد هـماني باشم که فکر مي کني..!! من هماني ام که حتي فکــرش را هم نمي تواني بکنــي..!!
بنیامین (بابای دنبالر)
همیشه سعی کن خـودت باشی ! هر کس باهات همراه بود که هیچ .... هر کس هم که ناز کرد برات ؛ بره به همون جایی که تعلق داره .... قرار نیست که همه رو به هر قیمتی دور و ور خودمون نگه داریم ... !!!
بنیامین (بابای دنبالر)
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه ی انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن فرعون یک روز از او فرصت گرفت شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست!! سپس وردی بر خوشه ی انگور خواند و خوشه ی انگور طلا شد بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی «لیاقت بندگی خدا» را نداشتم آن وقت تو با این همه حقارت ادعای «خدایی» می کنی؟! پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟ شیطان پاسخ داد زیرا می دانستم که از نسل او همانند «تو» به وجود می آید
بنیامین (بابای دنبالر)
معلم:وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟ شاگرد: عروسی معلم: نخیر منظورم اینست که چكاره میشوی ؟ شاگرد: داماد معلم: منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟ شاگرد: زن میگیرم معلم: احمق ، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟ شاگرد: عروس میارم معلم: لعنتی ، پدر و مادرت در آیندهاز تو چی میخواهد ؟ شاگرد : نوه!!××!
بنیامین (بابای دنبالر)
خیلی داغونم شوهر خالم فوت شد خیلی دوستش داشتم