˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
رنج را آشفته در لبخند پنهان می کنم تا دلش غمگین نگردد هر کسی با من نشست ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت / عقده در دل داشت روی خاک خالی کردو رفت
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آنسوی ناکامی ها خدایی هست که داشتنش برای همه ی جبران نداشتن هاست
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
سنگ هایی که من از یاد تو بر دل میزدم، خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
روزگاری جاده ای دیدم غرق تردد، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد ، من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم، عاقبت خود ماندمو ویرانه و تنهایی خود
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن / به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
زندگی غمکده ی پیش نبود / بهر ما جز غم و تشویش نبود / به کدام خاطره ش خوش باشم / که کدام خاطره اش نیش نبود
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
وكيل : عروس خانوم برای بار سوم عرض میکنم؛ وکیلم؟! عروس : گیر دادیا !
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اگر بازی GTA در موسسه فرهنگی هنری صبا ساخته شده بود!
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبل