˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
(کسیکه داغِ خودش را تازه میکند،در آغوش هیچ آتشی خطر نمیکند)
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آدمهایی که ما را ترک میکنند سه دسته اند: یک گروه آنهایی که بر میگردند گرچه نه آنها دیگر همان آدمهای سابق هستند و نه ما گروه دوم کسانی هستند که هرگز بر نمیگردند چه آنهایی که نمیخواهند ، چه آنهایی که نمیتوانند گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پلهای پشت سرشان را خراب کنند که اگر هم بخواند ، نتوانند برگردند. خطر ناکترین گروه سومیها هستند . چون موقع رفتن طوری ما را میشکنند ، که ما تا مدتها در کما میمانیم و خیلی دیر میفهمیم که برای چه آدمهای بی ارزشی اشک ریختیم ، احساس گناه کردیم، از خود گذشتگی کردیم ، و تا مرز نابودی ، زندگی را فدا کردیم ... خیلی دیر میفهمم ... خیلی دیر ... ولی یک روز میفهمم ... چیزی که هرگز نمیفهمیم این است که اصلا چه چیز این آدمها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟؟ (روزی که آدمهای بزرگتری ، با ارزشهای والاتری وارد زندگی ما شدند،آن روز قدرِ خودمان را بیشتر میدانیم)
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
سقوط میکنم مثلِ یک سیب و به تنها چیزی که فکر نمیکنم کرمهایی است که به رختخوابِ خسته ی من میخزند ... هنوز چنگ میزنم به قویترین حس بودنم. "رویایِ خوشِ ریشه های یک درخت
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است !
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
میگفتند: سختی ها نمڪ زندگــــــی است... امّا چرا ڪسی نفهمید "نمــــــڪ" برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست... مـــزه "درد" میدهد...!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه خوب بود اگر ... ... خــــــــــــــــــــــدا ... دکان دل فروشی داشت ... عوض می کرد ... با دلی نو ... دل سوخته مان را ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
حتی این کلمه ---> "دوست دارم" هم این روزا چینیش زیاد شده ؟ بی کیفت ، ارزون ، فراوون
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
❣تــ ـ ـ ـــو برمیگردﮮِ و زنــ ـ ـ ــد گـ ـ ـ ـــﮯ را از جایی ڪه پاره شده دوباره به هم میدوزیم. در صندوقِ خاطرهها هنوز نخ برای بخیه زدن هسـﭞ........!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
به اندوه گفتند: آرام بگیر گفت: جان می گیرم که با ارزش تر است
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
به دســـــــــــــــت هایت ایمان دارم غُصه های من در آن ها آب میشوند
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 6 دقيقه قبل