mohammad
چرا حس میکنم هستی کنارم چرا این رفتن باور ندارم چرا گم میکنم روز و شبام چرا حس میکنم داری هوامو
mohammad
من بلدم منتظر کسی باشم من خوب میدانم که باید هر چند وقت یک بار نگاه به گوشی ام کنم از قصد بگذارمش روی سایلنت که ناگهان اسمش را دیده باشم و ذوق کنم... من خوب بلدم کسی که منتظر است باید روزی هزار بار به ایمیلش سر بزند....... و هر روز دلشوره داشته باشد و منتظر بماند. دلم آداب دلتنگی را خوب بلد است....
mohammad
توی تنهایی یک دشت بزرگ که مثل غربت شب بی انتهاست یه درخت تن سیاه سربلند آخرین درخت سبز سرپاست رو تنش زخمه ولی زخم تبر نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم شاخه هاش پر از پر پرنده هاست کندوی پاک دخیل و طلسم چه پرنده ها که تو جاده کوچ مهمون سفره ی سبز اون شدن چه مسافرا که زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدن تا یه روز تو اومدی بی خستگی با یه خورجین قدیمیه قشنگ با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب یه تبر بود با تو با اهرم سنگ
mohammad
روی سر دریه خونه, گلای یاس و عقاقی . یادته ازم گرفتی گفتی از تو یادگاری . لای دفترت گذاشتی اسممو زیرش نوشتی . گفتی تا آخر دنیا اونارو نگه می داری . عمریه رو سر دریمون گل یاس میادو میره . اما هیشکی تو دل ما جاتو هیچ وقت نمیگیره . ...
mohammad
اگه ماه از آسمون پایین بیاد در بزنه اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه اگه رعد آسمون داد بزنه رو سرم هزار تا فریاد بزنه چون تو مهمون منی درو وا نمی کنم مونس جون منی درو وا نمیکنم
mohammad
چه تراژدیِ بزرگی میشود زندهگی وقتی نهنگِ اقیانوس باشی و عاشقِ ماهیِ برکه شوی! ( رضا کاظمی )
mohammad
یکی مسیج داد میگه میدونی منظور از" گر صبر کنی زغوره حلواسازی" چیه؟ منظور این که اگه صبور باشی و هی صبر و صبر و صبر کنی ،بالخره روز مرگت که فرا برسه حلوا پخش میکنن گفتم احسنت
mohammad
یکی از بهترین حس ها ماله وقتیه که ازش جدا میشی و میای خونه؛ دستات بوی عطرشو میده . . .
mohammad
به نظر عجیب و خارج از عادت می اید.حکم و پندار شخص مغرور درباره خویش هر چه بیهوده و پوچ باشد نطر عاشق درباره معشوق از ان پوچ تر است