یکی از فانتزیام اینه که 1روز پستچی بیاد دمه خونمون برم درو باز کنم بگه بیتا نامه داری بعد فرستندشو ببینم نوشته باشه #مخاطب خاص از خوشالی جیغ بزنم بگم چقد منتظر نامت بودم عاشقتم که بالاخره پیدام کردی
ظهری 6 تا پسر وایستاده بودن منتظر تاکسی بعد چن دیقه 1پراید وایستاد یهو یکیشون رفت جولو نشست 5تای دیگه رو پای همدیگه نشستن من فقط بشون نگا میکردم که چی جوری خودشونو جا دادن
امروز دوستم بهم زنگ زده میگه بیتا تو معلوم هس کوجایی؟؟ گفتم تو لباسام بهش گفتم سال نو مبارک میگه عید که تموم شد گفتم خو با تاخیر مبارک باشه به دوستم نیومده باهاش مودب باشی