♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ای نشانم دهيد تا من برای هميشه نگاه منتظر پشت آن باشم. پنجره ای نشانم دهيد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یقین دارم که میدانی........دلم تنگ است این شبها.....وصدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست نوشته هایم را به نام خود کرده ای وتنها بهانه جاری شدن آن بر روی کاغذ سفید دفترم شدی...وتنها دلیل بارانی شدن چشم هایم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو دلیل همه نفس هایم هستی ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهاست که درهوای غمگین وسنگین بی تونفس می کشم ولی هنوزنبودنت راباورندارم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دراوج غربت، تنهایی صورتش رابه پس پنجره میچسباند. نگاه ساده درهم شکسته این هست حسرت دلتنگی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار ساکت بمانم به خاطر آن همه تازیانه که تحمل کرده ام. دیگر چه فایده حتی سکوتم ! نگو که نمی دانستی ،نگو که نمی دیدی هرشبم چگونه می گذرد . دیگر چه فایده حتی بودنم ! حالا که هر سال فقط یک فصل دارد وآن هم من نمی فهممش !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانت رانقاشی کشیده ام وهرشب ازدلتنگی بااوحرف میزنم وچشمانت درنقاشی...آرام آرام گریه میکند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه نوشتم تاعاشقانه بخوانند آنان که تنها دلیل بودنشان رازی است... که ازیک مسافردرسینه دارند آنان که... تمام دارائیشان یک گل بود ویک دل که آن رانیزبخشیدند اما... ! هرگزنرسیدند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برام دعا کنید...درشرف کم اوردنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مدادرنگی های یادت رنگ می زنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در سکوت سرد مرگ هم نگاه پر فریب تو را می خواهم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس های من به شماره افتاده اند...تو گریختن را استادی. ساز نگاه من سکوت است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی خواهم داشته باشمت نترس فقط بیا درخزان خواسته هایم کمی قدم بزن تا ببینمت دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .