♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم درد می گیرد از نبودنت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تمام ناودان های شهر ترنم باران به گوش می رسد من اما دل نگران تمام غنچه های به بلوغ ننشسته ی بهار نارنج خواب خورشید را تفسیر می کنم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست ، فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی قد علم می کنند دیوارهای سر به فلک کشیده / میان ما صبورانه خراب می کنی تمام دلواپسی هایم را ... "دلم" می خواهد بودنت را یکجا جلوی آینه ها بگذارم تا جنس دوستیمان هزار برابر منعکس شود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای رسیدن به خنده های تو جاده ها رنگی ندارند ... به شالیزار ذهنم می رسم به برنج های به بلوغ رسیده ی مرداد ماه که معصومانه دستانت را می جویند آنها هم تو را کم دارند ... با این همه بی تابی دنیا چگونه آرام گیرم؟! من به قاب عکست بسنده می کنم دنیا چطور؟ می تواند!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا بی رحمانه بر لبانت بوسه کن.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .