♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید پایان رو آموخت اما بی آغازی دیگر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا چشم گشودم دیدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته های آیینه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای من به دست ناپاکه زمانه حتی غارغارکلاغ های محله هم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم می بارند... ولی من مدام با صورتک مجازی ام میخندم ... تو که میــخندی باورم میشـــود ... شاد میشوم اشکهایم روی گونه ام می خشکند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اه لعنتی...شروع یک روز کذایی دیگر.. متاسفانه زنده ام حوصلهء فریاد زدن راهم ندارم.. .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تمام قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای خوش زندگیم، چه زود گذشت !!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .