♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنتی هـَرچــه داشتــَم رو کـَردَمـ ! امــاتــو... اســیر نشــدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکر می کنم پدرم شناسنامه ام را دست کاری کرده است ! نمی دانم اعداد آن را باور کنم یا تعداد موهای سفیدم را؟؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخمهای من کهنه اند گمان مکن تازه اند که نمک بر آن بپاشی مرا میسوزانی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم ها را جور دیگر باید بست...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خدا گناه است با این همه سرخی گاز نزدن سیب لب هایت...،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدترین ظلم این است : معشوقت میداند که چقدر عاشقشی ؛ اما .... باز عذابت میدهد ... !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضیا که از خیابون یه طرفه رد میشن هم چپ نگاه میکن هم راست اینا همونایی هستن که هم از دشمن نارو خوردن هم دوست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنــگـم... دلتنـــــگ کسی کـــــه گردش روزگارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چـقـدر خـوبـه . . . یـکـی بـاشـه ...... کـه بـغـلـت کـنـه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حیاط آب زده،تخت چوبی و من و تو چه قدر بوسه،چه عصری،چه خانه ی خوبی ست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .